تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
چو نيكو بنگرى در اصل اين كار * هم او بيننده هم ديده است و ديدار حديث قدسى اين معنى بيان كرد * فَبى يَسمَعْ وَ بى يُبصِرْ عيان كرد « 1 »

شرح لاهيجى حديث « فَبِى يَسْمَعُ وَ بِى يُبْصِرُ » را

شارح ارجمند « گلشن » : شيخ محمّد لاهيجى در شرح اين دو بيت فرموده است : « چون هر چه هست ، به حقيقت همه هستى حقّ است و غير او هيچ نيست ، فرمود كه : متن :
چو نيكو بنگرى در اصل اين كار * هم او بيننده هم ديده است و ديدار
يعنى چون در اصل اين كار كه هستى مطلق ، حقّ است و غير او موجود نيست نيكو بنگرى و تأمّل و تدبّر نمائى ، بدانى كه غير از حقّ نيست . « 2 » و بيننده كه شخص نگرنده مراد است ، و ديده كه انسان است ، و ديدار كه روى است كه در آينه نموده شده كه عكس باشد بلكه آيينهء ديگر كه اعيان ثابته‌اند ؛ همه يكى است و حقّ است كه به جميع صور ظاهر گشته و هرجا تجلّى ديگر نموده ؛ چه در تجلّى اقدس به صور اعيان ثابته كه صور معقوله اسماء الهيّه‌اند كه در علمند ، به صفت قابليّت ظهور يافته ، و به تجلّى مقدّس كه تجلّى شهودى مراد است به صورت آن اعيان بحسب استعدادات ايشان در عين ظاهر شده است .
عشق هر دم ظهور ديگر داشت * زان كند نقش مختلف پيدا هر دم از كوى سر برون آرد * روى ديگر نمايد او هرجا
و اين « مقام أحديّةُ الجمع » و « مقام محمّدى » است صلّى الله عليه و آله
هامش
( 1 ) « گلشن راز » خطّ نستعليق عماد اردبيلى ( سنه 1333 شمسى ) ص 14 ( 2 ) 41 نسخهء « ز » ( طبع انتشارات زوّار ) : هيچ نيست