تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥

در اثر كردار ستوده انسان ، خداوند حجاب را از چشم او بر مىگيرد

امّا ميان نفس انسان و خداوند حجابهائيست ، بلكه هفتاد هزار حجاب است . و هر عملى را كه انسان انجام دهد ، خواه فعل طاعت بوده باشد خواه ترك معصيت ، اگر از روى قصد قربت و نيّت نزديكى به وى باشد ، يك عدد از حجابها را بر مىدارد يعنى نفس انسان يك مرحله به خداوند نزديكتر مىشود و خود را روشن‌تر مىنگرد ، و قساوت و ظلمات درونىاش را كمتر و سبكتر احساس مىنمايد ؛ تا رفته رفته ، بنده جميع حجابهايش از بين مىرود و ميان وى و خداى وى هيچ فاصله و بعد نفسانى باقى و برقرار نمىماند . آنگاه است كه وى با چشم خدا مىبيند ، و با گوش خدا مىشنود ، و با زبان خدا سخن مىگويد . يعنى ديگر چشم او چشم او نيست ، چشم خداست . و گوش او گوش او نيست ، گوش خداست . و زبان او زبان او نيست ، زبان خداست . و به عبارت بهتر چون جميع صفات و افعالى را كه تا به حال به خود از روى استقلال نسبت مىداده است ، عنوان استقلال آن از ميان برداشته شده ، و آتش زده گرديده و خاكسترش هم به باد فنا رفته است ، و در وجود و صفت و فعل او جز عنوان آيتيّت و مرآتيّت چيزى بجاى نمانده است ، فلهذا خداوند است كه در اين مرآت درخشيده است ، و از دريچه اين بنده اظهار هستى مىكند . و از چشم اوست كه مىبيند ، و از گوش اوست كه مىشنود ، و از زبان اوست كه تكلّم مىكند ، و با پاى اوست كه راه مىرود ، و با انديشه اوست كه فكر مىنمايد ، و از عقل اوست كه ادراك مىكند . پس خداوند موجود است و بس . و خداوند بينا ، و شنونده ، و گوينده ، و راه رونده ، و تفكّركننده ، و ادراك نماينده است و بس . در اينجاست كه عارف بلند پايهء ما : شيخ محمود شبسترى أعلى الله مقامه مىفرمايد :