عرفات بيرون آمد با حالت تذلّل و تخشّع ، و آرام آرام آمد تا اينكه وى و جماعتى از اهل بيت وى و پسرانش و غلامانش در حاشيهء چپ كوه عرفات [ جبلُ الرّحمة ] رو به بيت الله الحرام وقوف نمودند . سپس دو دست خود را مانند مسكينى كه طعام طلبد در برابر صورتش بلند كرد و خواند اين دعا را : [ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى لَيْسَ لِقَضَائِهِ دَافِعٌ - تا آخر دعاء كه به يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ مختوم مىشود ، و فقرات إلَهى أنَا الْفَقيرُ فى غِناىَ تا آخرش در آن موجود نمىباشد . ] ( اين بود آنچه در حاشيهء « البلد الامين » [ با توضيح اخير ما ] وارد شده بود . )
سيّد ابن طاوس در كتاب « مصباحُ الزّائر » در بحث زيارت روز عرفه ، روايت بشر و بشير را كه از قبيلهء بنى أسد بودهاند به همان طريقى كه ما از حاشيهء « البلد الامين » نقل كرديم روايت مىكند ، سپس اين دعا را طبق مضمون « البلد الامين » روايت كرده است . « « 1 »
اين گفتار مجلسى ( ره ) بود در « بحار الانوار » . سپس پس از بيان چند دعاى ديگر از سيّد ابن طاوس در روز عرفه ، سيّد مىگويد : از دعاهائى كه در روز عرفه شرف صدور يافته است ، دعاى مولانا الحسين بن علىّ صلوات الله عليه مىباشد : الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى لَيْسَ لِقَضَائِهِ دَافِعٌ وَ لَا لِعَطائِهِ مَانِعٌ .
در اينجا ابن طاوس اين دعاى مفصّل حضرت را نقل مىكند با دنباله آن : إلَهى أنَا الْفَقيرُ فى غِناىَ فَكَيْفَ لَا أكونُ فَقيراً فى فَقْرى - تا آخر آن كه به : أمْ كَيْفَ تَغيبُ وَ أنْتَ الرَّقيبُ الْحاضِرُ ، إنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَحْدَهُ پايان مىيابد
هامش
( 1 ) « . بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 20 ، بابُ أعمال خصوصِ يومِ عرفة و ليلتِها و أدعيتها زائداً على ما مرّ فى طىّ الباب السّابق ، ص 282 ؛ و از طبع اسلاميّه : ج 98 ، ص 214 .