اى كسى كه او با صفت رحمانيّت خود بر كاخ وجود و عالم اراده و مشيّتش مستولى گشت ، فلهذا كاخ وجود و عالم مشيّت وى در صفت رحمانيّتش پنهان گرديد ، به همان گونه كه عوالم امكان و حوادث در عالم اراده و مشيّتش پنهان گشته بود !
تو هستى كه آثار را با آثار مىزدائى و از ميان بر مىدارى ! و اغيار و بيگانگان را با افلاك انوار احاطهكننده محو و نابود مىسازى !
اى كسى كه در سراپردههاى عزّتت پنهان گشتهاى از آنكه چشمها تو را دريابند !
اى كسى كه با كمال بهاء خودت تجلّى نمودهاى بهطورىكه اسرار و رموز مخفيّه ، عظمتت را به اثبات رسانيده و محقّق نمايند .
چگونه پنهان مىباشى درحالىكه تو فقط موجود ظاهر هستى ؟ ! و چگونه غائب مىباشى درحالىكه تو فقط موجود مراقب حاضر و شاهد و ناظر هستى ؟ ! »
بارى ، اين دعا در كتب ادعيهء شيعه يافت نمىشود مگر در نُسخ مطبوعهء كتاب « إقبال » سيّد ابن طاوس رضوان الله عليه ، و ديگر كتاب دعاى « مفاتيح الجنان » محدّث معاصر مرحوم حاج شيخ عبّاس قمّى رحمه الله عليه ، كه در تتمّه و مُذيَّل دعاى روز عرفه به حضرت سيّد الشّهداء أبا عبد الله الحسين عليه أفضل الصّلوات منتسب شمردهاند .
نظريّه مجلسى ( ره ) راجع به دعاى عرفه و ذيل آن
« و محصّل مطلب آن مىباشد كه طبق روايت كَفعَمىّ در حاشيهء كتاب دعاى « البلدُ الامين » ، سيّد حسيب نسيب رضىّ الدّين علىّ بن طاوس قدَّس اللهُ روحَه در كتاب « مصباح الزّائر » آورده است كه :
بِشر و بشير [ دو پسر غالِب ] اسدىّ روايت نمودهاند كه امام حسين بن علىّ بن أبى طالب عليهم السّلام در عصر روز عرفه از چادر خود در سرزمين