أنْ يَصِلَ إلَيْكَ ؟ ! أمْ كَيْفَ أَشْكوا إلَيْكَ حالى وَ هىَ لا تَخْفَى عَلَيْكَ ؟ ! أمْ كَيْفَ اتَرْجِمُ لَكَ بِمَقالى وَ هُوَ مِنْكَ بَرَزَ إلَيْكَ ؟ ! أمْ كَيْفَ تَخيبُ آمالى وَ هىَ قَدْ وَفَدَتْ إلَيْكَ ؟ ! أمْ كَيْفَ لا تَحْسُنُ أحْوالى وَ بِكَ قامَتْ وَ إلَيْكَ ؟ !
« بار خداوندا ! چگونه تصوّر دارد كه تو مرا به خويشتن واگذار نمائى در حالتى كه كفيل و وكيل امور من بودهاى و از به دو امر خودت امورم را به عهده گرفتهاى ( با ايصال منافع و دفع مضارّ و حركت در مراحل استعداد در هر حال ) ؟ ! و چگونه به من ظلم شود در حالتى كه تو ناصر و معين و يار من بودهاى براى رفع آفات و عاهات ، و قبل از پيدايشم خودت را « نصير » ناميدى ؟ ! و چگونه من در آمال و مطالبم نااميد باشم با وجود آنكه تو رفيق لطيف من در هر حال بودهاى ، و به خفاياى اسرار من مطّلع و براى ايصال آنها به من در هر يك از عوالم ملك و ملكوت با تمام قدرت و قوّت و احاطه و سيطره قيام نموده بودى ؟ !
هان اى خداى من ! آگاه باش كه من فقط با نيازمندى و فقرم دست به دامان تو زدهام ، با توسّل و تمسّكى كه چارهاى از آن امكان ندارد ، و حقيقت فقر مرا به سويت كشانيده است . و چگونه من متوسّل و متمسّك گردم به غير تو كه مُحال مىباشد بتواند خودش را به تو برساند ؟ ! ( چرا كه هر چه هست از ملك و ملكوت ، زير فرمان تست ، نه بالاى فرمان يا مساوى فرمان . )
بلكه چگونه امكان دارد من احوالم را براى تو شرح دهم و شكوه نمايم در حالتى كه بر تو پنهان نمىباشد ؟ ! بلكه چگونه امكان دارد من با گفتارم از احوالم براى تو پرده برگيرم و مخفيّات درون را با سخن آشكار سازم در حالتى كه اين گفتار هم از تست و به سوى تو در عالم ظهور آمده و براى تو ظاهر گرديده است ؟ !
بلكه چگونه امكان دارد كه تو آرزوهايم را بىنتيجه ، و آمالم را با يأس و
الله شناسى (فارسى) — صفحة 255
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٥٥