تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
5 - إلَهى وَصَفْتَ نَفْسَكَ بِاللُّطْفِ وَ الرَّأْفَةِ بى قَبْلَ وُجودِ ضَعْفى ؛ أ فَتَمْنَعُنى مِنْهُما بَعْدَ وُجودِ ضَعْفى ؟ ! « بار خداوندا ! تو خودت را با صفت لطف و رأفت توصيف كردى پيش از آنكه ضعف در من پديدار گردد ؛ آيا مرا از شمول آن دو صفت لطف و رأفت باز مىدارى پس از آنكه ضعف در من پديدار گشته است ؟ ! ( چرا كه دو صفت لطف و رأفت را كه در قرآن براى خودت ذكر فرموده‌اى اختصاص به ضعف و غير ضعف بندگانت ندارد » ) . 6 - إلَهى إنْ ظَهَرَتِ الْمَحاسِنُ مِنّى ، فَبِفَضْلِكَ وَ لَكَ الْمِنَّةُ عَلَىَّ ؛ وَ إنْ ظَهَرَتِ الْمَساوِي مِنّى ، فَبِعَدْلِكَ وَ لَكَ الْحُجَّةُ عَلَىَّ ! « بار خداوندا ! اگر خوبيها از من سر زند ، از روى فضل تو بوده است و بدين جهت تو بر من منّت دارى ؛ و اگر بديها از من سر زند ، از روى عدل تو بوده است و بدين جهت حجّت تو بر من قيام دارد ! ( چرا كه خوبيهاى من از روى عدم استحقاق ذاتى با فضل و رحمت ؛ بىمادّهء اوّليّه به من داده شده است . و بديهاى من از ناحيهء تو نبوده است كه بر تو نقص و عيبى نيست و جور و ظلمى روا نمىباشد ؛ وَ الشَّرُّ لَيْسَ إلَيْكَ ! چون تو مَلِك و مالكى ، هر چه بخواهى در حيطه ملكيّت خودت بجا مىآورى ؛ وَ لَكَ الْحُجَّةُ عَلَىَّ فى جَميعِ ذَلِكَ ! بنابراين اگر مَساوى از من ظاهر گردد ، اسائه از من است ، و بنا بر حقوق عبوديّت ، تنبيه و مجازات از ناحيه عدل تو مىباشد ؛ و اگر محاسن بروز كند ، از ناحيه فضل و زيادتى خير و رحمت و منّت بوده است ، و بنابراين إفضال تو بر پا مىباشد » ) ! 7 - إلَهى كَيْفَ تَكِلُنى وَ قَدْ تَوَكَّلْتَ بى ؟ ! وَ كَيْفَ اضامُ وَ أنْتَ النَّصيرُ لى ؟ ! أمْ كَيْفَ أخيبُ وَ أنْتَ الْحَفىُّ بى ؟ ! ها أنَا أتَوَسَّلُ إلَيْكَ بِفَقْرى إلَيْكَ ! وَ كَيْفَ أتَوَسَّلُ إلَيْكَ بِما هُوَ مُحالٌ