زيبا شود به كارگهِ عشق كار من * هرگه نظر به صورت زيبا كنم ترا
رسواى عالمى شدم از شور عاشقى * ترسم خدا نخواسته رسوا كنم ترا
با خيل غمزه گر به وثاقم گذر كنى * مير سپاه ، شاهِ صفآرا كنم ترا
فقرات مناجات تاج الدّين ابن عطاء الله اسكندرىّ
بارى ، اين دو مناجات اخير : « إلَهى كَيْفَ يُسْتَدَلُّ عَلَيْكَ » ، و « إلَهى عَميَتْ عَيْنٌ » ، فقره نوزدهم و بيستم از زمرهء سى و پنج فقرهء مناجات شيخ تاج الدّين أحمد بن محمّد بن عبد الكريم بن عطاء الله اسكندرىّ ، متوفّى در سنه 709 هجرى قمرى است . « 1 »
هامش
( 1 ) در « كشف الظّنون » ج 1 ، ص 675 آورده است : » « الحِكَم العطائيّة » از تأليفات شيخ تاج الدّين أبى الفضل أحمد بن محمّد بن عبد الكريم ، معروف به ابن عطاء الله اسكندرانى شاذِلّى مالكى ، متوفّى در قاهره سنه 709 ( هفتصد و نه ) ، اوّلش اين عبارت است : مِن علامةِ الاعتمادِ على العملِ ، نقصانُ الرّجاءِ عند وجود الزّلَلِ - إلخ . و آن مشتمل مىباشد بر حكمتهاى منثوره بر لسان اهل طريقت .
چون وى آن را تصنيف كرد ، بر شيخش : أبو العبّاس مُرسى عرضه داشت . او در آن تأمّلى نموده گفت : « اى نور چشم ، پسرم ! تو در اين جزوه ، مقاصد زندگان و بيشتر از آن را بيان نمودهاى ! » و بدين جهت است كه اهل ذوق بهواسطه رقّت معانى و پاكيزگى آن بدان عشق مىورزند . و گفتارشان را پيرامون آن و در شرح آن به تطويل كشاندهاند ، و شروح بسيارى بر آن نوشتهاند . از جمله آن مؤلّفات ، شرح شهاب الدّين أحمد بن محمّد برلَسى [ بُرْنُسىّ ] معروف به زَرّوق است . و آن شرح ممزوج است و اوّلش اين عبارت است : الحمدُ للّهِ الّذى شَرّفَ عبادَه - إلخ . و در بعضى شروحش ذكر كرده است كه اين حِكَم مرتّب است بعضى بر بعضى ديگر ؛ هر كلمه آن توطئه است براى كلمهء بعد از آن و شرح است براى قبل از آن .
او حِكَم را پانزده بار تدريس كرده است و در هر بار شرحى جداگانه از حفظ نوشته