تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
بار خداوندا ! كور است ديده‌اى كه تو را بر خود شاهد و مراقب نمىنگرد ! و زيانبار است معاملهء دست بنده‌اى كه تو براى وى از محبّت و مودّتت نصيب و مقدارى مقرّر نفرموده‌اى » !

غزل فروغى بسطامى در ظهور خداوند در همه عالم

چقدر خوب و روشن فروغى بسطامى اين واقعيّت را در غزل خود گنجانيده است :
كى رفته‌اى ز دل كه تمنّا كنم ترا * كى بوده‌اى نهفته كه پيدا كنم ترا غائب نگشته‌اى كه شوم طالب حضور * پنهان نگشته‌اى كه هويدا كنم ترا با صد هزار جلوه برون آمدى كه من * با صد هزار ديده تماشا كنم ترا چشمم به صد مجاهده آئينه ساز شد * تا با يكى مشاهده شيدا كنم ترا بالاى خود در آينه چشم من ببين * تا با خبر ز عالم بالا كنم ترا مستانه كاش بر حرم و دير بگذرى * تا قبله‌گاه مؤمن و ترسا كنم ترا خواهم شبى نقاب ز رويت برافكنم * خورشيد كعبه ، ماه كليسا كنم ترا گر افتد آن دو زلف چليپا به چنگ من * چندين هزار سلسله در پا كنم ترا طوبى و سدره گر به قيامت به من دهند * يك جا فداى قامت رعنا كنم ترا
الله شناسى (فارسى) — صفحة 250 | السيد محمد حسين الطهراني