مصدّق اينست كه آدمى از حجب بشرى ، تمام خلاص نيست ، و چون در شب موانع صورى مرتفع است ، اكثر اين حالات و مشاهدات ، كاملان را در شب دست داده است ؛ كه :
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا
. و از اينجا اشاره
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ
كه در حكايت إبراهيم عليه السّلام آمده است معلوم مىشود . شعر :
مىرهند ارواح هر شب زين قفس * فارغان ، نى حاكم و محكوم كس
رفته در صحراى بىچون جانشان * روحشان آسوده و ابدانشان
فارغان از حرص و از آز و هوس * مرغوار از دام جسته وز قفس
چون تعلّقات جسمانى و كدورات طبيعى مانع عروج و وصول سالك است فرمود كه : متن :
برون آى از سراى امّ هانى * بگو مطلق حديث مَنْ رَآنِي
امّ هانى دختر أبو طالب است كه عمزاده حضرت رسالت عليه الصّلوة و السّلام باشد . و امّ هانى كنيه است و نام او فاخْتَه بوده ، و هانى به همزهء بعد از نون است . و در شب معراج از خانه او كه متّصل حرم واقع است عروج نموده . و مشهور آن است كه معراج از خانه عائشه بوده است ، ولى چون مفسّران فرمودهاند كه حضرت نبوى را عليه السّلام دو معراج بوده است : يكى جسمانى
هامش
أراد ما يَغشاهُ مِن السّهو الّذى لا يخْلو منه البشر . لانّ قلبَه أبداً كان مشغولًا بالله تعالى ، فإنْ عَرض له وقتاً ما عارضٌ بشرىٌّ يَشغلُه ، من امور الامّة و الملّة و مَصالِحها ، عَدَّ ذلك ذنباً و تقصيراً فيَفزَع إلى الاستغفار . و ايضاً در « مختار الصّحاح » ذيل غين ؛ و در « الاصول العشرة » ص 88 ؛ و « لوائح » منسوب به عين القضاة ، ص 126 وارد است . و در « احاديث مثنوى » تحت شماره 425 اين بيت مولانا را آورده است :همچو پيغمبر ز گفتن وز نثار * توبه آرم روز من هفتاد بارو گفته است : ناظر است به حديث ذيل : وَ اللَّهِ إنّى لَاسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أتوبُ إلَيهِ فى الْيَوْمِ سَبْعينَ مَرَّةً ، كه در « بخارى » و « مسند أحمد » و « جامع صغير » با اندك تفاوتى موجود است » .