انوار متلوّنه نمايد ، يعنى حضرت حقّ را به صورت نور سبز و نور كبود و نور سرخ و نور زرد و نور سفيد بيند .
و تجلّى صفاتى آن است كه حضرت حقّ به صفات سبعه ذاتيّه كه حيات و علم و قدرت و اراده و سمع و بصر و كلام است متجلّى شود . و گاه باشد كه در تجلّى صفاتى نور سياه نمايد ، يعنى حقّ را متمثّل به صورت نور سياه بيند .
و تجلّى ذاتى آن است كه سالك در آن تجلّى ، فانى مطلق شود و علم و شعور و ادراك مطلقاً نماند .
و تجلّيات مذكوره به حسب صفاء و اوقات مُتجلَّى عليه متفاوت است . اگر حضرت حقّ را مظهر خود بيند تجلّى كامل است ؛ « 1 » فأمّا اگر خود مظهر حقّ شود يعنى بيند كه خود ، حضرت حقّ است أتمّ و أكمل است ؛ زيرا كه تحقيق در ضمن اينست . « 2 » و در جميع مراتب تجلّيات مذكوره ، حضرت حقّ را ديدن ، يا خود مظهر حقّ شدن ، در طريق تصفيه واقع است . و شنيدن موسى عليه السّلام نداى
إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
« 3 » و حديث رَأَيْتُ رَبِّى فِى أَحْسَنِ صُورَةٍ « 4 » و مَنْ رَآنِي فَقَدْ رَأَى الْحَقَّ « 5 » شهود عدولند بر جواز تجلّيات .
سالك پس از فناء در تجلّى ذاتى ، باقى به بقاء حقّ مىگردد
و بقاء بالله كه به حسب حال ، كاملان و اصل را دست مىدهد آنست كه بعد
هامش
( 1 ) نسخهء « ز » : حقّ را ببيند ، تجلّى است
( 2 ) نسخهء « ز » : كه تحقّق در ضمن اين زياده است
( 3 ) ذيل آيه 30 ، از سوره 28 : القصص : « من تحقيقاً خداوند مىباشم كه پروردگار جهانيان هستم . »
( 4 ) در هامش جزء دوّم از « انسان كامل » عبد الكريم جيلى ، طبع 1316 - مطبعهء ازهريّهء مصريّه ، ص 61 كه « المضنون به على غير أهله » تصنيف غزالى طبع شده است ، آمده است : قالَ رَسولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ : رَأَيْتُ رَبّى فى أحْسَنِ صورَةٍ .
( 5 ) در تعليقه 2 ، از ص 171 از همين كتاب ، مصدر اين حديث ذكر شده است .