يك دمِ هجران برِ عاشق چو سال * وصلِ سالى متّصل ، پيشش خيال
چون روشندلى « 1 » به طريق متابعت نبىّ مىبايد كه باشد ، فرمود كه : متن :
خليلآسا برو حقّ را طلب كن * شبى را روز و روزى را به شب كن
يعنى در طلب حقّ همچو إبراهيم خليل عليه السّلام مقيّد به تقليد
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا
« 2 » مشو ، و به توجّه و طلب و ياد حقّ ، شب را روز و روز را شب كن . يعنى يك زمان از طلب حقّ غافل مباش و يك نظر ، چشم انتظار از راه طلب برمگردان . شعر :
مرد بايد كز طلب وز انتظار * هر زمان صد جان كند بر وى نثار
نى زمانى از طلب ساكن شود * نى دمى آسودنش ممكن شود
گر فرواستد زمانى از طلب * مرتدى باشد در اين ره بىادب
چون حجاب نورانى همچو حجاب ظلمانى مانع وصول است فرمود كه : متن :
ستاره با مه و خورشيد اكبر * بود حسّ و خيال و عقل انور
چون ترغيب و تحريص طالب سالك صادق كرده ، مىفرمايد « 3 » كه از مقام تقليد قدم فراتر مىبايد نهاد و به متابعت أنبياء عليهم السّلام سلوك راه إله مىبايد نمود تا از مكاشفات انبياء بهواسطه حسن متابعت ايشان هر كس به قدر استعداد فطرى خود محظوظ گردند ، و چون بهواسطه كمال عنايت الهى كه درباره أنبياء عليهم السّلام است و نفس قدسى كه ايشان دارند ظاهر ايشان عين باطن شده و هر چه اولياء به سعى و اجتهاد هر چه تمامتر به ديده سِرّ كه چشم بصيرت است از مراتب ولايت مشاهده مىنمايند انبياء عليهم السّلام به ديده سَر
هامش
( 1 ) نسخهء « ز » : روش ولىّ
( 2 ) قسمتى از آيه 23 ، از سوره 43 : الزّخرف : « ما پدرانمان را بر آن طريقه يافتيم
( 3 ) . » نسخهء « ز » : صادق مىفرمايد