تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
طريقت و پاكبازان كوى حقيقت فرموده‌اند كه همّت عالى سالك در راه طلب مىبايد كه چنان باشد كه اگر مراتب و مقامات تمامتِ كُمّل بر او عرض كنند به گوشه چشم نگاه بر آن ننمايد و از مطلوب حقيقى باز نماند . شعر :
زانكه گر جائى نظر خواهى فكند * در كنار خويش سر خواهى فكند چيست زو بهتر ، بگو اى هيچ كس * تا بر آن دلشاد باشى يك نفس ؟ من نه شاهى خواهم و نه خسروى * آنچه مىخواهم من از تو هم توئى مرگ جان بادا دل درويش را * گر گزيند بر تو هرگز خويش را
إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ .
« 1 » چون ملاحظه اسباب و التفات به غير مطلوب موجب بُعد و حرمان است فرمود كه : متن :
مياسا يك زمان اندر مراحل * مشو موقوف همراه « 2 » رواحل
يعنى شوق و عشق سالك طالب صادق مىبايد كه به مرتبه‌اى باشد كه در هيچ منزلى از منازل كه ميان بنده و حقّ است كه قطع آن مىبايد نمود تا وصول به مقصد حقيقى حاصل شود ، يك زمان توقّف ننمايد و آسايش نفس در منازل ندهد ، و موقوف همراه « 3 » كاروانها نشود به جز شيخ كاملى كه مربّى او باشد كه بىاو سلوك طريق ميسّر نيست . و به هواى لقاى محبوب چنان مست و ديوانه باشد كه نه منزل داند و نه آسايش ، و نه كاروان خواهد و نه همراه ، و نه بدرقه جويد و نه دليل . شعر :
پابرهنه مىروم در خار و سنگ * زانكه من حيرانم و بىخويش و دنگ تو مبين اين گامها را بر زمين * زانكه بر دل مىرود عاشق يقين
هامش
( 1 ) صدر آيه 48 ، از سوره 4 : النّساء : « خداوند نمىآمرزد شركى را كه به او آورده شود ، و غير از آن را هر چه باشد ، براى هر كس كه بخواهد مىآمرزد . » ( 2 و 3 ) و نسخهء « ز » : همراه و . »