يقين بداند كه همه وجودِ حقّ است و وجودات « 1 » موجودات كه به حقيقت ، نمودِ بىبود است ، خيال و وهم و پندار است ، و زمين و آسمان مبدّل گردد :
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
. « 2 »
يعنى زمين و آسمان باشد فأمّا نه آن زمين و آسمان اوّل باشد ؛ زيرا كه آن خيال كه در شب عمر به خواب غفلت مىديد كه غير است ، به صبح حشر ، نمود كه همه عين بوده و غيريّت ، خيال چشم احول است . شعر :
بوديم يكى ، دو مىنموديم * نابود شد آن نمود در بود
چون سايه به آفتاب پيوست * از ظلمت بودِ خود بياسود
چون سوخته شد تمام هيزم * پيدا نشود از آن سپس دود
چون ظهور نور تجلّى وحدت موجب اختفاى ظلمت كثرت است فرمود كه : متن :
چو خورشيد جهان « 3 » بنمايدت چهر * نماند نور ناهيد و مه و مهر
يعنى چون تجلّى ذات احدى كه خورشيد عيان عبارت از اوست در آيينه قلب سليم سالك حقّبين رخ نمايد ، در تاب نور قاهر او نور زهره و ماه و آفتاب نماند و همه به ظلمتآباد عدم باز گردند ؛ كه
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ * وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ .
« 4 » و هيچكدام را نورى و وجودى نماند . و چون اين قيامت كه نسبت با سالك عارف واقع است جلوهگرىِ قيامت كبرى است ، هرآينه علامات آن در اينجا بالتّمام به ظهور پيوندد و انوار وجود خيالى مجازى ممكنات كه مىنمود ، در تاب نور تجلّى ذاتى الهى محو مطلق گردد و به ظهور حقّ به صفت اطلاقى قيامت قائم گردد ، و غير حقّ نماند و آنچه نسبت با
هامش
( 1 ) نسخه « ز » : وجود
( 2 ) آيه 48 ، از سوره 14 : إبراهيم
( 3 ) نسخه « ز » : عيان
( 4 ) آيه 1 و 2 ، از سوره 81 : التّكوير