غفلت بيدار گردى ، تعيّنات « 1 » و كثرات برخيزد و آنچه متفرّق مىنمود و موجب غفلت و تخيّلات فاسده مىگشت مجتمع گردد و توحيد ظاهر شود ، و بدانى « 2 » كه وجود واحد بوده كه به سبب كثرت مظاهر كثير مىنموده است و آنها كه تو تصوّر غيريّت كرده بودى و ايشان را حقيقى « 3 » پنداشتى همه وهم و پندار بوده و غير حقّ را وجودى نيست .
چون تعيّنات و كثرات از جهت ظلمتِ عدميّت معبّر به شب است ، از موت كه فناى تعيّن است تعبير به صبح نموده زيرا كه برزخ است ميان شب كثرت و روز وحدت .
و در اصطلاحات صوفيّه برانگيخته شدن به حيات طيّبه قلبيّه بعد از موت ارادى ، مسمّى به قيامت وسطى است ؛ كه :
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ
« 4 » يعنى : مَيْتاً بِالْجَهْلِ ، فَأَحْيَيْناهُ بِالْعِلْمِ وَ الْمَعارِفِ .
چون حشر عبارت از اجتماع متفرّقات است كه بعد از محو كثرات ظاهر مىگردد فرمود كه : متن :
چو برخيزد خيال چشم أحول * زمين و آسمان گردد مبدّل
يعنى به صبح حشر كه عبارت از وصول سالك است به مقام توحيد كه كونين در نظر او به نور وحدانيّت محو و منطمس گردد وَ لا يَبْقَى إلّا الْحَىُّ الْقَيّومُ ، خيال چشم احول كه وجود موجودات را غير وجود حقّ ديدن است ( مثل احول كه يكى را دو مىبيند ) از پيش ديدهء او آن خيال غيريّت برخيزد و
هامش
( 1 ) نسخهء « ز » : گردى و تعيّنات
( 2 ) نسخهء « ز » : شود ، بدانى
( 3 ) نسخهء « ز » : حقيقى
( 4 ) آيه 122 ، از سوره 6 : الانعام