دوازده بار بايزيد را به جرم الحاد ، از بسطام بيرون كردند
زرّ خالص را و زرگر را خطر * باشد از قلّاب خاين بيشتر
چون هستى عالم ، ظلّ وجود حقيقى است ، و توهّم غيريّتِ حقيقىِ وجود عالم خيال باطل است ، و هر كه پندار غيريّت دارد اسير خواب غفلت است ؛ فرمود كه : متن :
تو در خوابىّ و اين ديدن خيال است * هر آنچه ديدهاى از وى مثال است
يعنى همچنانكه شخص در خواب ، صورتى چند بيند كه مطابق واقع نباشد و در خواب پندارد كه آنها محقّقالوجودند و نداند كه آنها صور خياليّهاند كه در خارج وجود ندارند ، تو كه عالم را وجود حقيقى مىپندارى در خواب غفلتى و نمىدانى كه وجود عالم را غير ديدن ، خيال باطل است ؛ و هر چه تو ديدهاى بالحقيقه عكس و مثال وجود حقّ است كه از آئينه اعيان ممكنه نموده شده است و غير حقّ را وجود نيست . شعر :
اين نقشها كه هست ، سراسر نمايش است * اندر نظر چو صورت بسيار آمده
عالم ، مثال ذات و ظلال صفات اوست * نقش دوئى چو صورت پندار آمده
چون در قيامت هر چه مخفى است ، به حكم
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ
« 1 » ظاهر خواهد شد ، فرمود كه : متن
به صبح حشر چون گردى تو بيدار * بدانى كآن همه وهم است و پندار
چون به حكم النَّاسُ نِيَام « 2 » فرمود كه : تو در خواب پندارى ، بيدارى از اين خواب غفلت به مرگست كه فَإذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا « 3 » . و حشر به معنى جمع است
هامش
( 1 ) آيه 9 ، از سوره 86 : الطّارق
( 2 و 3 ) « شرح منازل السّائرين » انتشارات بيدار ، ص 34 ، باب اليقظة : كَما قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ : النّاسُ نيامٌ ؛ و « مرصاد العباد » ص 468 ، تعليقه 7 : النّاسُ نيامٌ فَإذا ماتوا انْتَبَهوا .