تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
يعنى آنچه ابن عباس در آيه
مِثْلَهُنَّ
فرموده كه من اگر تفسير آيه بگويم مرا بكشند ، نيك بشنو و خويشتن را نيكو بشناس كه آنچه حقيقت امر است تو نمىدانى ! و بنا بر عدم قابليّت اگر عارف و اصل محقّق از سخنان حقايق و مكشوفات چيزى اظهار نمايد ، اكثر خلايق إلى « 1 » ماشاءالله همه به طعن و انكار او برخيزند ، بلكه به كفر و قتل او فتوى دهند و اين را ديندارى و مسلمانى تصوّر نمايند . نقل است كه سلطان بايزيد بسطامى را ( قدّس سرّه ) دوازده نوبت از بسطام بيرون كردند كه او مُلحد و زنديق است ، و هر بار كه از بسطام بيرون مىرفت مىفرمود كه : خوشا شهرى كه ملحدش بايزيد باشد . و اكنون همه مريد و معتقد گور آن بزرگند ؛ زيرا كه تا در حالت حيات صورى بودند خلق را مناسبتى با ايشان نبود ، اكنون كه روح بزرگوارش به عالم علوى پيوسته و در قبرش به غير از سنگ و خاك نيست و خلق را از جهت كثافت و جهل مناسبتى با سنگ و كلوخ هست ، مريد گور اويند . اگر انصاف دارى در معنى اين آيه ملاحظه كن كه حضرت عزّت عزَّشأنُه و عظُم سلطانُه مىفرمايد كه :
يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ .
« 2 » شعر :
ديده اين شاهان ز عامه خوف جان * كين گُرُه كورند و شاهان بىنشان انبيا را گفته قومِ راه گم * از سَفَه : إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ « 3 »
هامش
( 1 ) نسخهء « ز » : إلّا ( 2 ) آيه 30 ، از سوره 36 : يس : « اى حسرت و ندامت ! كجائى تو كه بر بندگان خداوند فرود بيائى ! به سوى ايشان هيچيك از پيغمبران نيامدند مگر آنكه به آنان استهزاء نمودند . » ( 3 ) قسمتى از آيه 18 ، از سوره 36 : يس : « اهل قريه انطاكيّه به آن دو پيامبر مرسل و به آن شخص سوّم كه به مددشان آمده بود گفتند : ما به وجود شما فال بد مىزنيم ! »