جمع آوردن مشارق و مغارب در قرآن اشاره است به عدم انحصار عوالم در عالم ظاهر
شيخ مىفرمايد كه در مشارق و مغارب انديشه و تأمّل نما كه در قرآن مجيد واقع شده كه :
فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ
« 1 » ، يعنى حضرت حقّ قسم ياد مىفرمايد به خداى مشارق و مغارب ؛ مشارق و مغارب جمع است و حال آنكه اين عالم كه عالم محسوس است يكى بيش ندارد يعنى يك مشرق دارد و يك مغرب كه هر يكى در جهتىاند .
و از اينجا معلوم نما كه عالم منحصر در اين عالم ظاهر نيست و عوالم لطيفهء غير محسوسه هستند و در هر يكى آسمان و آفتاب و كواكب هستند ؛ بلكه آن عوالم و آن آسمان و كواكب اصلند ؛ چو آنها مؤثّرند و اينها متأثّر . شعر :
آسمانها است در ولايت جان * كارفرماى آسمان جهان
چون اكثر خلايق از حقيقت امر غافلند و از معرفت شئونات و تجلّيات الهى بىبهره ، و بنا بر عدم استعداد فطرى قابليّت شنودن و دريافتن آن ندارند مىفرمايد كه : متن :
بيان مِثْلَهُنَّ ز ابن عبّاس * شنو پس خويشتن را نيك بشناس
سلطان المفسّرين عبد الله بن عبّاس رضى الله عنهما فرموده است :
لَوْ ذَكَرْتُ تَفْسيرَ قَوْلِ اللَّهِ تَعالَى :
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ ،
« 2 » لَرَجَمونى أوْ قالوا : إنَّهُ كافِرٌ .
يعنى اگر من كه ابن عبّاسم تفسير اين آيه و اسرارى كه از اين آيه معلوم دارم بگويم ، « لَرَجَمونى » البتّه مرا سنگسار مىكنند ؛ و اگر سنگسار نكنند بگويند كه من كافرم .
چون شيخ فرمود كه تو همين لفظ عالم بيش نشنودهاى و از اين عوالمى كه در قاعدهء مذكوره ذكر رفت خبر ندارى ، و عالم منحصر به محسوسات نيست و عوالم لطيفه بسيارند ؛ به استشهاد آن مىفرمايد كه : « بيان مِثْلَهُنَّ ز ابن عبّاس »
هامش
( 1 ) » صدر آيه 40 ، از سوره 70 : المعارج
( 2 ) صدر آيه 12 ، از سوره 65 : الطّلاق