تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
آن طبيبانِ طبيعت ديگرند * كه به دل از راه نبضى بنگرند ما به دل بىواسطه خوش بنگريم * كز فراست ما به عالىمنظريم
چون اشارت به بعضى از عوالم غيبيّه فرموده ، به عبارتى ديگر مىفرمايد : متن :
كدام است آن جهان كو نيست پيدا * كه يك روزش بود يك سال اينجا ؟

عوالم خمسه : لاهوت ، جبروت ، ملكوت ، مُلك و ناسوت

بدانكه عوالم كلّيّه پنج است : اوّل : عالم ذات كه آن را لاهوت ، و هويّت غيبيّه ، و غيب مجهول و غيب الغيوب ، و عين الجمع ، و حقيقة الحقائق ، و مقام أو أدنَى ، و غاية الغايات ، و نهاية النّهايات ، و احديّت مىگويند . دويّم : عالم صفات كه جبروت ، و برزخ البَرازخ ، و برزخيّت اولى ، و مجمع البحرين و قابَ قَوسَين ، و مُحيط الاعيان و واحديّت ، و عَما مىخوانند . سيّم : عالم ملكوت كه عالم ارواح ، و عالم أفعال ، و عالم امر ، و عالم ربوبيّت ، و عالم غيب ، و باطن مىخوانند . چهارم : عالم مُلك كه عالم شهادت ، و عالم ظاهر ، و عالم آثار ، و خَلق ، و محسوس گفته‌اند . پنجم : عالم ناسوت كه كون جامع ، و علّت غائيّه ، و آخر التّنزّلات ، و مَجلَى الكُلّ ناميده‌اند . و از اين پنج عوالم ، سه عالم اوّل داخل غيب‌اند زيرا كه از ادراك حواسّ بيرون‌اند . و دو عالم آخر داخل شهادتند چو محسوس به حواس‌ّاند . شيخ مىفرمايد كه : « كدام است آن جهان كو نيست پيدا ؟ » يعنى محسوس نيست و از حواسّ غائب است كه يك روزِ آنجا يعنى آن جهان ، يك سال اين جهان است .