( سفليّات ) از اشخاص و اقوال و اعمال و اخلاق و حركات و سكنات واقع باشد ، صور مناسبهء هر يكى چنانچه در شريعت غرّاء معيّن شده و اسماء آن در نصوص وارد است ، در آن نفس فلكى باشد ؛ كه نفس انسانى چون از بدن عنصرى قطع تعلّق كند به بدنى كه لايق آن عالم داشته باشد ، صور اعمال و اخلاق و اوصاف و اقوال كه در اين عالم از او صادر شده باشد همه را مشاهده نمايد . « 1 »
ادلّهء مثبتهء وجود بهشت و دوزخ در عوالم بعد از عالم دنيا
و مخبر صادق كه حضرت پيغمبر است صلّى الله عليه و آله و سلّم خبر داده از حور و قصور و رضوان و اثمار و انهار ، و باز ضدّ آن از مار و عقرب و آتش و مالك ؛ پس چون مخالف عقل نيست و مخبر صادق از آن إخبار فرموده ، جزم است كه آن چنان است . و اين نسبت با شخصى است كه خواهد كه ادراك اين معنى به طريق عقل نمايد ، و إلّا ارباب تصفيه و أهل القلوب به عين بصيرت مشاهده مىنمايند كه هر چه حضرت نبىّ از آن إخبار كردهاند همه بيان واقع است ، و به حكم مُوتُوا قَبْلَ أَنْ تَمُوتُوا « 2 » هر چه بعد از موت طبيعى خواهد بود امروز به سبب موت اختيارى بر ايشان ظاهر شده و همه را به عين اليقين مشاهده نمودهاند و شكّ از باطن ايشان برخاسته است
. زينهار اى جان من صد زينهار * نيك كن پيوسته دست از بد بدار
هامش
( 1 ) ما در بحث « معادشناسى » از دورهء علوم و معارف اسلام ، اين گونه احتمال را تضعيف نمودهايم و به وجهى أحسن معاد جسمانى عنصرى را به اثبات رسانيدهايم .
( 2 ) « مرصاد العباد » ص 359 و ص 364 و ص 386 ؛ و « عروه » سمنانى ص 87 ؛ و در « احاديث مثنوى » ص 116 گويد : «اى خنك آن را كه پيش از مرگ مُرد * يعنى او از اصل اين رَز بوى برداشاره است به حديث موتوا قَبْلَ أنْ تَموتوا كه صوفيّه آن را نقل مىكنند . و مؤلّف « اللؤلؤ المرصوع » به نقل از ابن حجر آن را حديث نمىشمارد . »
و در « حدائق الحقائق » طبع سوّم ، ص 479 گويد : و به مقتضاى موتوا قَبْلَ أنْ تَموتوا