برو اندر پى خواجه به أسْرَى * تفرّج كن همه آيات كُبرى
برون آى از سراى امّ هانى * بگو مطلق حديث مَن رَآني
گذارى كن ز كاف كُنج كونين * نشين بر قاف قرب قابَ قوسَين
دهد حق مر ترا از آنچه خواهى « 1 » * نمايندت همه أشياء كَما هى « 2 »
مرحوم شيخ در اين ابيات مختصر تمام راههاى خودپرستى را مسدود فرموده و راه خداپرستى را به طور مكشوف بيان فرموده است ، و لهذا چون مقام ما و كتاب ما دربارهء « اللهشناسى » مىباشد مناسب ديد اين أشعار آورده شود .
شرح « مفاتيح الإعجاز » در اشعار « گلشن راز »
ولى از لحاظ آنكه بعضى از آن ابيات نياز به شرح و تفصيل دارد و از زمان شيخ تا به حال شرحى بهتر و روشنتر و جانفزاتر و دلانگيزتر از شرح عارف عاليقدر ما : شيخ محمّد بن يحيى بن علىّ جيلانىّ لاهيجى نوشته نشده است ، و با وجود آنكه از آن شرح تا به حال كه سنه 1415 هجريّه قمريّه است پانصد و سى و هشت سال مىگذرد « 3 » هنوز آن شرح زنده و مورد بحث و استفاده و
هامش
( 1 ) در طبع كتابخانهء طهورى : دهد حق مر ترا هر چ آن بخواهى
( 2 ) « گلشن راز » با خطّ نستعليق آقاى عماد اردبيلى ، انتشارات كتابخانه احمدى شيراز ، ص 16 تا ص 19
( 3 ) زيرا چنان كه دانستيم « گلشن راز » را مرحوم شيخ در سنهء 717 به نظم در آورده است ، و شرحش را مرحوم لاهيجى چنان كه در « مفاتيح الإعجاز » مطبوع با مقدّمه آقاى كيوان سميعى ، انتشارات محمودى ، ص 2 مسطور مىباشد ، در سنه هشتصد و هفتاد و هفت ( 877 ) شروع بدان نموده است . بنابراين ، از نظم « گلشن » 698 سال يعنى قريب هفت قرن تمام و از شرحش 538 سال منقضى گرديده است .
در « الذّريعة إلى تصانيف الشّيعة » ج 21 ، ص 301 آورده است :
« مفاتيح الإعجاز فى شرح گلشن راز » ، از شمس الدّين محمّد متخلّص به « أسيرى » لاهيجى نور بخشى است كه داراى اجازه از سيّد محمّد نوربخش ( ياد شده در ج 9 ، ص 76 ) بوده است . ما اشاره به برخى از شروح « گلشن راز » در ج 13 ، ص 268 تا ص 271 نمودهايم .