خورشيد به ذرّه چون نهان است * چون ذرّه به نور خود عيان است
حيف است كه مهر روى جانان * مستور به پردهء جهان است
از بهر چه نور عالم آرا * در ظلمت اين و آن نهان است
خورشيد رُخش به جلوه آمد * ذرّات جهان نمودِ آن است
فَسُبْحانَهُ وَ تَعالَى ؛ ما ظَهَرَ فى مَظْهَرٍ إلّا وَ احْتَجَبَ بِهِ . « 1 »
مراتب ظهورات خداوند در عوالم ، غير متناهى است
[ قاعِدَةٌ فى أنَّ مَراتِبَ ظُهورِ الْحَقِّ غَيْرُ مُتَناهيَةٍ : ]
چون در تفكّر آلاء به بيان صدور كثرت از وحدت و ظهور وحدت در كثرت اشارتى فرموده ، اكنون جهت تنبيه غافلان و تشويق طالبان ترتيب مقدّمهاى كه موقوفٌ عليه معرفت تامّه است نموده مىفرمايد كه : قاعدةٌ :
اين قاعده اشارتست به آنكه مراتب ظهورات الهى بىغايت است ، و معرفت حقيقى وقتى ميسّر شود كه اطّلاع كشفى برين مراتب كلّيّه حاصل گردد ، و بداند كه عالم منحصر به اين عالم شهادت نيست ، و اين عالم در جنب عوالم غيبيّه معنويّه نمودارى بيش نيست ، و حقّ را در هر يكى از عوالم ، تجلّى و ظهورى ديگر است ؛ و از اين جهت فرمود كه : متن
هامش
( 1 ) « پس مقدّس و منزّه است او از تحقّق وجودش به اشياء ممكنه ، و بالاست از تشبيه ؛ او در مظهرى از مظاهر ، ظهور ننمود مگر آنكه بهواسطه خود آن مظهر - و در آن مظهر - پنهان گشت . »