عَلَى الْمَسِيرِ . فَهَيْكَلٌ عِلْوِىٌّ بِهَذِهِ اللَّطَافَةِ وَ مَرْكَزٌ سِفْلِىٌّ بِهَذِهِ الْكَثَافَةِ كَيْفَ لَا يَدُلَّانِ عَلَى اللَّطِيفِ الْخَبِيرِ ؟ ! « 1 »
« از حضرت ، از اثبات آفريدگار جهان چون پرسيدند ، در پاسخ گفت : پِشك شتر مىفهماند كه از اينجا شترى عبور كرده است ، و فضولات الاغ مىفهماند كه از اينجا خرهائى عبور نمودهاند ، و علامت جاى پاى آدمى مىفهماند كه از اينجا انسانى ( رو به اين طرف يا رو به آن طرف ) راه را طىّ كرده است ؛ پس چگونه اين بنيان استوار بالا بدين لطافت ، و اين مركز پائين بدين كثافت « 2 » دلالتى بر خداوند لطيف خبير ندارند ؟ ! »
و همچنين از « جامع الاخبار » حكايت نموده است :
سُئِلَ أمِيرُ الْمُؤْمِنِين صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ : مَا الدَّلِيلُ عَلَى إثْبَاتِ الصَّانِعِ ؟ !
قَالَ : ثَلَاثَةُ أَشْيَاءَ : تَحْوِيلُ الْحَالِ ، وَ ضَعْفُ الارْكَانِ ، وَ نَقْضُ الْهِمَّةِ . « 3 »
« از حضرت عليه السّلام پرسيدند : دليل بر اثبات صانع چيست ؟ ! گفتند : سه چيز : تغيير احوال آدمى ، و سستى اركان و اعضاء انسانى ، و شكسته شدن تصميم و عزم و همّتى كه بنىآدم در انجام كارهاى خود دارند . »
و ايضاً از « توحيد » صدوق ، از ابن ادريس از پدرش از ابن هاشم از ابن أبى عُمير از هِشام بن سالم روايت نموده است كه گفت : سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْه السَّلَامُ فَقِيلَ لَهُ : بِمَ عَرَفْتَ رَبَّكَ ؟ !
قَالَ : بِفَسْخِ الْعَزْمِ وَ نَقْضِ الْهَمِّ ؛ عَزَمْتُ فَفَسَخَ عَزْمِى وَ هَمَمْتُ فَنَقَضَ هَمِّى ! « 4 »
هامش
( 1 و 2 ) « بحار الانوار » ، علّامه شيخ الإسلام : ملّا محمّد باقر مجلسى رضوان الله عليه ، طبع مطبعهء حيدرى ، ج 3 ، كتاب توحيد ، ص 55 ، روايت 27 و 29
( 3 ) كثيف در لغت عرب يعنى انبوه و متراكم و درهم ( م )
( 4 ) « بحار الانوار » طبع حيدرى ، ج 3 ، باب 3 : « إثبات الصّانع و الاستدلال بعجائب صنعه على وجوده و علمه و قدرته و سائر صفاته » ص 49 ، حديث 21 .