سوى غير تو بلند نمىشود .
* * * 3 من تقوى را دوست مىدارم و نفس من غير آن را مىپسندد ، و من با نفسم دراينباره پيوسته در كُشتى گيرى بسر مىبريم .
4 - بنابراين ، يك روز آن بر من غالب است و يك روز من او را رام مىسازم ؛ هر دوتاى ما در مدّت گذراندن ايّام ، يكدگر را به خاك در مىافكنيم .
بنا بر آنچه گفته شد ، ابيات « هَجَرْتُ الْخَلْقَ طُرّاً فى هَواكا » از إبراهيم أدهم مىباشد و اينكه در منابر به حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام نسبت مىدهند زبان حال است نه زبان قال .
بيان حال سيّد الشّهداء عليه السّلام در خلوت با محبوب
عالىترين اسوه و الگوى فناى در ذات حقّ تعالى آن امام معصوم بود - روحى و أرواحُ العالَمينَ فداه - كه نه تنها در روز عاشورا از هر چه بود گذشت ، بلكه نفس مقدّسش در راه خدا اينطور بود . سيّد الشّهداء عليه السّلام در روز عاشورا سيّد الشّهداء نشد ؛ قبلًا هم همينطور بود ، نفسش اينگونه بود . روز عاشورا روز تجلّى و ظهور بود ، روز انكشاف بود كه بر اهل عوالم و خلائق روشن كرد آنچه را كه بايد روشن نمايد .
چه خوب ناصر الدّين شاه قاجار دراينباره سروده است :
عشقبازى كار هر شيّاد نيست * اين شكارِ دام هر صيّاد نيست
عشق از معشوقه اوّل سر زند * تا به عاشق جلوهء ديگر كند
تا به حدّى بگذرد هستى ازو * سر زند صد شورش و مستى ازو
طالب اين مُدّعَا خواهى اگر * بر حسين و كربلايش كن نظر
روز عاشورا شه دنياى عشق * كرد رو به جانب سلطان عشق
بارالها اين سرم اين پيكرم * اين علمدار رشيد اين اكبرم