تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
عاليهء عرفانى تا آن سرحدّ نبوده است . ببينيد : حجّة الإسلام تبريزى شيخ محمّد تقى نيّر ، چگونه با تعابير حسنه و اشارتهاى بديعه و لطائف مليحهء خود مىخواهد گوشه‌اى از حالات آن امام هُمام و سرور و پيشواى از خود برون‌آمدگان و به محبوب پيوستگان را براى ما روشن كند . وى در بيان حال آن يكّه‌تاز ميدان عشق سرمدى و محبوب ازلى و مقصود و مراد سرمدى ، اين‌طور شرح مىدهد :
تا خبر دارم از او ، بىخبر از خويشتنم * با وجودش ز من آواز نيايد كه منم پيرهن گو همه پُر باش ز پيكان بلا * كه وجودم همه او گشت من اين پيرهنم باش يكدم كه كنم پيرهن شوق قبا * اى كمان كِش كه زنى ناوُكِ پيكان به تنم عشق را روزِ بهار است كجا شد رضوان * تا بَرَد لاله به دامن سوى خُلد از چمنم روز عهد است بكِش اسپرم اى عقل ز پيش * تا تصوّر نكند خصم كه پيمان شكنم مىنيايد به كفن راست تنِ كشتهء عشق * خصمِ دون بيهده‌گو باز ندوزد كفنم هاتفم مىدهد از غيب ندا شمر كجاست * گو شتابى كه به ياد آمده عهد كُهنم سخت دلتنگ شدم ، همّتى اى شهپر تير * بشكن اين دام بِكش باز به سوى وطنم
الله شناسى (فارسى) — صفحة 129 | السيد محمد حسين الطهراني