نمىدهند . آنجا مقامى است كه اختصاص به ذات و هستى خدا دارد . و خداوند غيور است ؛ و لازمهء غيرت ، دورباش زدن است بر هر كس كه در وى از بقاياى شخصيّت و انانيّتش ذرّهاى هنوز مانده است
تا بود يك ذرّه باقى از وجود * كى شود صاف از كدر ، جام شهود
مسئله ، مسألهاى است خيلى شگفتانگيز . بايد از غير خدا گذشت تا به خدا رسيد . هر چه غير خدا مىباشد حجاب است . و تا آن حجاب باقى باشد معرفت كامل حاصل نخواهد شد . معرفتهاى حاصله ، معرفتهاى جزئيّه و ناقصه است . تماشاى مخلوقات الهى از كوه و سنگ ، خاك و دشت ، مرغ و چارپا و أمثال ذلك ، معرفت جزئى مىباشد و معرفت كلّى نيست ؛ آن مهمّ است و عمدهء در مسئله و طىّ راه خطير و عظيم !
آن مرد دانشمندى كه از روى قواعد رياضى بدست مىآورد كه قرآن معجزه مىباشد به دليلِ سبك و سياق آيات ، كه آيات جهادش چنين است ، آيات صلاة و صومش چنان ، و با ترسيم محاسبهء كامپيوترى به اثبات مىرساند كه اينگونه عبارات و الفاظ را به هم پيوستن و در قالب جملات و مطالبى ريختن از عهدهء بشر خارج مىباشد ، و بدون دخالت امر غيبى و اعجاز آسمانى مستحيل است كسى را توانائى چنين پديدهاى بوده باشد ؛ اين هم يك نوع معرفت است به قرآن ، ولى با معرفت حقيقيّهء آن دو هزار فرسنگ فاصله دارد ! دو هزار حجاب در ميان دارد ! اين معرفت كجا و ورود در حقائق و بواطن قرآن و شناخت تفسير و تأويل و كيفيّت تطبيق آيات آن بر مصاديق آن كجا ؟ !
أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ .
« 1 »
« صدائى كه به گوش آنان مىرسد ، از راه دور و درازى مىباشد . »
هامش
( 1 ) ذيل آيه 44 ، از سوره 41 : فصّلت