تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
هامش
چون درآمد به ساق عرش فراز * نردبان ساخت از كمند نياز سر برون زد ز عرش نورانى * در خطرگاه سرّ سبحانى حيرتش چون خطرپذيرى كرد * رحمت آمد لگام گيرى كرد قابَ قَوسَين او در آن اثنا * از دَنا رفت سوى أَوْ أَدْنَى چون حجاب هزار نور دريد * ديده در نور بىحجاب رسيد گامى از بود خود فراتر شد * تا خدا ديدنش ميسّر شد ديد معبود خويش را به درست * ديده از هر چه ديده ( غير ) بشست