روايت ديگرى از مسلم در صحيح خود ، و از ابن مردويه از أبو ذرّ كه گفت : من از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم پرسيدم : هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ ؟ !
فرمود : رَأَيْتُ نُوراً !
« آيا پروردگارت راى ديدهاى ؟ ! فرمود : من نور راى ديدهام ! »
و در هر صورت ، مراد از رؤيت ، رويت قلب است ، پس نه رؤيت ، رؤيت حسّى مىباشد ؛ و نه نور ، نور حسّى .
و در « كافى » با إسناد خود از صَفوان بن يحيى روايت مىكند كه گفت : أبو قُرَّة محدّث از من تقاضا نمود تا وى راى بر حضرت امام أبو الحسن الرّضا عليه السّلام وارد كنم . من از حضرت امام دراينباره پرسيدم . حضرت اذن داد . أبو قرّه داخل شد و از حلال و حرام و احكام پرسيد .
صفوان روايت راى ادامه مىدهد تا مىرسد به اينجا كه مىگويد : أبو قرّه گفت : خداوند مىفرمايد :
وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى
( پيامبر ، خدا راى در نزول ديگر ديده است . ) ؟ !
حضرت امام رضا عليه السّلام گفتند : إنَّ بَعْدَ هَذِهِ الآيَةِ مَا يَدُلُّ عَلَى مَا رَأَى ؛ حَيْثُ قَالَ :
« ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى
» . يَقُولُ : مَا كَذَبَ فُؤَادُ مُحَمَّدٍ مَا رَأَتْ عَيْنَاهُ .
ثُمَّ أَخْبَرَ بِمَا رَأَى فَقَالَ :
« لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى
» ؛ ا و آيات الله غير الله .
« بعد از اين آيه گفتارى است كه دلالت دارد بر آنكه آنچه ديده است چه چيز مىباشد ؛ آنجا كه مىفرمايد : « دروغ نمىگويد آن قلب آنچه راى كه ديده است . » خداوند مىفرمايد : قلب محمّد دروغ نمىگويد دربارهء آنچه راى كه دو چشمانش ديده است .
سپس خبر مىدهد به آنچه راى كه ديده است ، پس گفته است : « او تحقيقاً