حضرت علّامه قدّس سرّه مىگويند :
أقول : اين معنى راى نسائى از أبو ذرّ - بنا بر روايت « الدّرّ المنثور » - روايت نموده است بدين عبارت :
رَأَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ رَبَّهُ بِقَلْبِهِ ، وَ لَمْ يَرَهُ بِبَصَرِهِ .
و از « صحيح مسلم » و ترمذى و ابن مردويه ، از أبو ذرّ روايت مىباشد كه گفت : من از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم پرسيدم : هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ ؟ ! فَقَالَ : نُورَانِىٌّ أَرَاهُ . « 1 »
« آيا پروردگارت راى ديدهاى ؟ ! گفت : من او راى نورانى مشاهده مىنمايم . »
أقول : « نُورَانِىّ » منسوب مىباشد به « نور » بر خلاف قياس ، مثل « جسمانىّ » در نسبت به « جسم » . و در قرائتى وارد است : « نورٌ إنِّى أَرَاهُ » با تنوين راء ، و كسرهء همزه ، و تشديد نون ، و پس از آن ياء متكلّم . ( نور است من مىبينم او را . ) و ظاهراً اين قول ، تصحيف است و اگرچه مؤيَّد مىباشد به
هامش
( 1 ) در « اصول كافى » ج 1 ، باب إبطال الرّؤية ، ص 98 ، حديث 7 ، از أحمد بن إدريس از محمّد بن عبد الجبّار از صفوان بن يحيى از عاصم بن حُمَيد از أبو عبد الله عليه السّلام روايت كرده است كه گفت : ذاكَرْتُ أبا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلامُ فيما يَرْوونَ مِنَ الرُّؤْيَةِ ؛ فَقالَ : الشَّمْسُ جُزْءٌ مِنْ سَبْعينَ جُزْآً مِنْ نورِ الْكُرْسىِّ ، وَ الْكُرْسىُّ جُزْءٌ مِنْ سَبْعينَ جُزْآً مِنْ نورِ الْعَرْشِ ، وَ الْعَرْشُ جُزْءٌ مِنْ سَبْعينَ جُزْآً مِنْ نورِ الْحِجابِ ، وَ الْحِجابُ جُزْءٌ مِنْ سَبْعينَ جُزْآً مِنْ نورِ السِّتْرِ ؛ فَإنْ كانوا صادِقينَ فَلْيَمْلُوا أعْيُنَهُمْ مِنَ الشَّمْسِ لَيْسَ دونَها سَحابٌ !
« من با حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام سخن به ميان آوردم راجع به آنچه راى كه در باب رؤيت روايت مىكنند ؛ حضرت فرمود : خورشيد يك جزء است از هفتاد جزء از نور كرسىّ ، و كرسىّ يك جزء است از هفتاد جزء از نور عرش ، و عرش يك جزء است از هفتاد جزء از نور حجاب ، و حجاب يك جزء است از هفتاد جزء نور سِتر ؛ پس اين متكلّمين اگر راست مىگويند ، چشمانشان راى پر كنند از نور خورشيد بدون آنكه ابرى در مقابل آن باشد » !