تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
صلّى الله عليه و آله بوده باشد كه وى را به آسمانها عروج دهد .
عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى
ظرف است براى رؤيت نه براى نزلت . و مراد از رؤيت پيامبر وى را ، رؤيت او به صورت اصليّهء اوست . و معنى اين‌طور مىشود : جبرئيل بر پيغمبر صلّى الله عليه و آله در مرتبهء ديگرى نزول كرد و او را به سماوات عروج داد ، و براى آن حضرت صلّى الله عليه و آله در نزد
سِدْرَةِ الْمُنْتَهى
در صورت اصليّهء خود جلوه كرد .

كيفيّت لقاء پيامبر ، خداوند را در ليلهء معراج

آيات سورهء النّجم دلالت بر ديدار پيامبر ، خدا را در معراج دارد

امّا از آنچه ما در اين باب گفتيم ، ظاهر شد صحّت ارجاع ضمير مفعول به خداوند متعال ؛ و مراد از رؤيت خدا ، رويت با قلب است ، و مراد به
نَزْلَةً أُخْرى
نزول پيغمبر مىباشد در نزد سدرة المنتهى در عروجش به سوى سماوات . بنابراين ، مُفاد آيه اين مىگردد كه پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله در اثناء معراجش ، چون به سدرة المنتهى رسيد مرتبهء ديگرى نازل شد و خداوند را با قلب خود زيارت و ديدار كرد ؛ همچنان‌كه در نزول دگر وى را زيارت و ديدار نموده بود . » « 1 »

بحث علّامهء طباطبائى دربارهء آيات سورهء النّجم روايات وارده در رؤيت پيغمبر ، خدا را در معراج

و در ذيل
ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى
فرموده‌اند : « زَيْغ عبارت است از انحراف و ميل از حالت استقامت ، و طغيان عبارت است از تجاوز از حدّ در حين عمل . و زَيغ بَصَر عبارت است از ادراك بصر ، مُبصَر را بر خلاف آنچه آن هست ، و طغيان بصر ديدن آنست چيزى را كه داراى اصل و حقيقت نمىباشد . و مراد از چشم و بصر ، چشم پيغمبر است . و معنى آيه چنين مىگردد : پيغمبر صلّى الله عليه و آله نديده است آنچه را كه ديده است ، بر غير صفت اصلى خود ، و نديده است چيزى را كه واقعيّت
هامش
( 1 ) « الميزان فى تفسير القرآن » ج 19 ، ص 31