إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ .
« 1 »
« تحقيقاً خدا روزىدهنده مىباشد ، كه داراى قوّت بوده و استوار و برقرار است . »
و امّا بنا بر آنكه جبرائيل باشد ؛ همانطور كه در آيه آمده است :
ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ .
« 2 »
« جبرائيل ، صاحب قوّت است كه در نزد صاحب عرش تمكّن گزيده است . »
در اين فرض ، مراد از
« شَدِيدُ الْقُوى »
جبرئيل مىباشد ، و ضمائر در آيات بعدى :
ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى * وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى * ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى * فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
، همگى به او بر مىگردد . و ايضاً ضمير مفعول در
وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى
به جبرئيل بازگشت مىكند .
امّا ضمير
فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى
به خدا بر مىگردد ، و مراد از
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى
نيز رؤيت فؤاد رسول الله است حقيقت وحى مشافهى و ضمناً ديدار و لقاى حضرت پروردگار را .
و بر هر يك از دو تقدير ، اين آيات وحى حضرت پروردگار را مشافهةً و حضوراً كه لازمهاش ديدار و ملاقات است مىرساند . غاية الامر در صورت نخستين ديگر عنوان جبرئيل كنار رفته است ، و تعليم وحى و دُنُوّ و آويختن به مقام عزّت حضرت حقّ و دنوّ و قرب و رويت در مرتبهء دگر ، همه و همه به خود خدا بازگشت مىنمايد كه رسول الله در شب معراج با چشم قلب خود خداوند را ديدار و زيارت نموده است
هامش
( 1 ) . آيه 58 ، از سورهء 51 : الذّاريات
( 2 ) آيه 20 ، از سورهء 81 : التّكوير