تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
از جميع اسماء حُسنى و صفات عُلياى خود به وديعت نهاده است . و نفس ما را هيولانى ( يعنى قابليّت صرفه براى هر گونه فعليّت متصوّره در طريق رشد و كمال و تخلّق به أسماء و صفات خود ) قرار داده است . و از جهت استعداد و امكان ترقّى و تكامل و صعود از مدارج و معارج يقين و وصول به عرفان و توحيد و فناء در ذات اقدس و بقاء در صفات مقدّسش ، نامتناهى آفريده است . يعنى همان‌طور كه در ذات و اسماء و صفات و افعال ، خودش نامتناهى است ذاتاً و وجوداً و فعليّةً ، ما را نامتناهى قرار داده است قابليّةً و ايجاداً و استعداداً . بنابراين ، از جهت امكان و استعداد ، ترقّى به اوج درجات صفات و اسماء حضرتش براى ما مقدور مىباشد ، و امكان تخلّق به جميع آنها موجود است . امّا از جهت فعليّت و تحقّق آن قابليّت و تمركز آن مدار حيات و صفات و افعال ، منوط به حركت و جهاد با نفس و طىّ راه و سبيل إلى الله مىباشد . اگر ما در راه بُعد و دورى از حضرت او منغمر گرديم ، و در هواى نفس امّارهء به سوء قدم زنيم ، و نظر به طبيعت و كثرت و أدنَى العوالم داشته باشيم ، و به آن نور وجود و بساطت در اطلاق و تجرّد اصلًا توجّهى نداشته باشيم ، و پيوسته در راه جدائى و تفرقه گام برداريم ؛ در اين صورت ما خدا را خيلى كم شناخته‌ايم ، و آن استعدادها را در زير سرپوش جهالت و حماقت و تكاهل ضايع ساخته‌ايم . زيرا از ربط خود با خدايمان بهره نبرده‌ايم . امّا اگر بشر از اين درجه برتر آيد ، و نگاهى به عالم واسعى بنمايد و از كثرات آن و موجودات مختلفهء متفرّقهء متشتّته و متبدّله ، قدرى به اصلاح خود پردازد ؛ به همان مقدار خدا را شناخته است . زيرا خداوند علىّ أعلى به مثابهء خورشيدى است كه طلوع كرده ، تمام عوالم را روشن نموده است ؛ اگر سرمان را پائين بيندازيم فقط نور خورشيدى را كه در اين طاقچه و آن طاقچه و در اين باغ و آن راغ است مشاهده مىنمائيم ، امّا اگر قدرى بيائيم بالاتر و از برابر ابرها