خداوند بوده است .
در اينجا يك مسألهء ديگر عرض وجود مىكند ، و آن اين مىباشد كه چگونه خدا را با خود خدا بشناسد ؟ اينهمه اخبارى را كه دلالت مىكند انسان نمىتواند خدا را بشناسد ، انسان به ذات خدا نمىتواند پى ببرد ، چه بايد كرد ؟
خدا را از آثار خدا مىتوان شناخت ، آن هم معرفت اجماليّه نه تفصيليّه . زمين ، آسمان ، سبزه ، آب ، از ذرّه تا كهكشان ، از پشّه تا فيل خدانما هستند . اينها چون آيت خداوندى مىباشند ، هر يك به قدر گسترش وجودى خويشتن خدا را نشان مىدهند . قرآن هم دعوت به رجوع به آثار مىنمايد .
و از اينجاست كه تَفَكَّرُوا فِى آلاءِ اللَّهِ ؛ وَ لَا تَتَفَكَّرُوا فِى ذَاتِ اللَّه « 1 »
هامش
( 1 ) شيخ نجم الدّين رازى در رسالهء « عشق و عقل » در ص 53 و 54 پس از بحثى دربارهء صالحان محجوب از نور خدا فرموده است : اين طائفه ، اصحاب ميمنهاند . مشرب ايشان از عالم أعمال است ، معاد ايشان درجات جنّات نعيم باشد ؛ معهذا اين طائفه را به معرفت ذات و صفات خداوندى به حقيقت راه نيست كه به آفت حُجُب صفات روحانى نورانى هنوز گرفتارند ؛ كه إنَّ لِلَّهِ تَعالَى سَبْعينَ ألْفَ حِجابٍ مِنْ نورٍ وَ ظُلْمَةٍ . و جاى ديگر فرموده كه : « حِجابُهُ النّورُ ، لَوْ كُشِفَتْ لَاحْرَقَتْ سُبُحاتُ وَجْهِهِ ما انْتَهَى إلَيْهِ بَصَرُهُ مِنْ خَلْقِهِ . لا جرم با اين طائفه گفتند : زنهار تا عقلِ با عقال را در ميدان تفكّر در ذات حقّ [ جلّ و علا ] جولان ندهيد كه نه حدّ وى است ؛ تَفَكَّروا فى آلاءِ اللَّهِ وَ لا تَتَفَكَّروا فى ذاتِ اللَّهِ . معلّق كتاب در ص 109 در تعليقات گفته است : اين حديث به چند صورت روايت شده است ، از جمله : تَفَكَّروا فى خَلْقِ اللَّهِ وَ لا تَفَكَّروا فِى اللَّهِ فَتَهْلِكوا تَفَكَّروا فى آلاءِ اللَّهِ وَ لا تَفَكَّروا فى اللَّهِ . ( « جامع الصّغير » ج 1 ، ص 131 ؛ « كنوز الحقائق » ص 52 ) تَفَكَّروا فى كُلِّ شَىْءٍ وَ لا تَفَكَّروا فى ذاتِ اللَّهِ ؛ فَإنَّ بَيْنَ السَّماءِ السّابِعَةِ إلَى كُرْسيِّهِ سَبْعَةُ آلَافِ نورٍ وَ هُوَ فَوْقَ ذَلِكَ . ( « جامع الصّغير » ، ج 1 ، ص 131 ) تَفَكَّروا فى الْخَلْقِ وَ لا تَتَفَكَّروا فى الْخالِقِ . ( « قصص الانبياء » ثعلبى - طبع مصر ، ص 10 ؛ « جامع الصّغير » ج ، 1 ص 131 ) أقول : اين روايت را ملّا عبد الرّزّاق كاشانى نيز در كتاب « شرح منازل السّائرين » از انتشارات بيدار ، ص 63 ، ذكر نموده است