تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
دليل و شاهد بر اين گفتار تتمّهء آيه است كه :
أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ .
« آيا براى پروردگار تو آن بس نيست كه او بر هر چيز حاضر و ناظر و شاهد مىباشد ؟ ! » يعنى در تمام وجودهاى آفاقيّه و انفسيّه و در يكايك از اشياء كه مىتوان بدان نام شىء و چيز را نهاد خداوند با وجود خودش حاضر و شاهد است ، نه آنكه خود جاى دگر و چيز دگر باشد و مجرّد علمش را براى تقدير و تحكيم موجودات گسيل دارد . و از اين تتمّه ، شگفت‌انگيزتر آيه بعد است :
أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ .
« آگاه باش كه آنها در ديدار و ملاقات پروردگارشان در شكّ و ترديد هستند . آگاه باش كه او تحقيقاً و حقيقةً بر هر چيز محيط مىباشد . » چرا اين تتمّه اعجاب‌آورتر است ؟ براى آنكه مىفرمايد : مردم در لقاى خداوندشان شكّ دارند در حالتى كه او در آفاق و در انفس است ، و واقعيّت آفاق و انفس ، خودِ خداست كه به آيات و علائم مختلف نشان داده شده است . پس با وجود آنكه او در آفاق و انفس مشهود و مورد زيارت و لقاء مىباشد ، و مردم جهان در هر چيز از نواحى آن و در هر نفسى از نفوسشان اوّل چشمشان به خدا مىافتد و او را مىنگرند و ديدار مىنمايند ؛ چرا با اين وضوح و بداهت و رويت ، در وى شكّ دارند ؟ ! سپس مىفرمايد : خدا بر هر چيزى احاطه دارد ، نه تنها احاطهء علميّهء حضوريّه يا حصوليّه بلكه احاطهء وجوديّه و احاطهء مَعِيّه كه با هر آيه و نشانه در آفاق و انفس ، اوّل وجود خود خدا هست و احاطهء بر آن دارد ، و سپس آن آيه با تعيّن و تشخّص خود ثانياً و بالعرض و المجاز خودنمائى مىكند . اوّل خداست و پس از آن موجودات . سابق اوست و مسبوق غير او . قائم