انداخته شوند » . « 19 » / 100 دوم : تبديل شدن آنها به پارههاى كوچك و ذرات :
وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ
« و كوهها همچون پشم زده مىشوند » ، « 20 » و
وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا
« و كوهها همچون پشتهء از هم پاشيده بودند » . « 21 » سوم : و سر انجام متلاشى شدن آنها ، خداى تعالى گفت :
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً
« و از تو دربارهء كوهها مىپرسند ، پس بگو كه : پروردگارم آنها را پراكنده و افشانده مىكند افشاندنى » ، « 22 » و در حكايت از توالى اين مراحل گفت :
وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً
« و سير داده مىشود كوهها و همچون سراب مىشود » ؛ « 23 » و چنان مىنمايد كه نيروى جاذبه در روز قيامت از ميان مىرود و اجسام وزن خود را از دست مىدهند ، و چون اين حوادث در نبودن جاذبه صورت مىگيرد ، اجزاء كوهها از هم جدا مىشود و همچون ذراتى خرد در مىآيد و سرانجام همچون سراب نابود مىشود .
[ 11 ] در آن هنگام كه نفس بشرى با حقايقى بزرگ مواجه مىشود كه براى آن سنگين است ، براى فرار كردن از آن به تكذيب آن مىپردازد ، به اين خيال كه چنين گريزى براى او سودمند است ، و قرآن آگاهش مىسازد كه تكذيب هيچ فايدهاى ندارد ، بلكه خود آن نيز سبب رسيدن عذابى بزرگ مىشود ، پس فرار جز به سوى خدا و تسليم شدن به حقايق نمىتواند باشد .
فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ
« پس واى بر مكذّبان در آن روز . » از آن جا كه تكذيب كنندگان متكى بر ارزشها و پيوستگيهاى مادّىاند ، چنان گمان مىكنند كه اين كار تكذيب كردن حقايق سودى براى ايشان دارد ، در
هامش
( 19 ) - التكوير / 3 .
( 20 ) - القارعة / 5 .
( 21 ) - المزمّل / 14 .
( 22 ) - طه / 105 .
( 23 ) - النبأ / 20 .