از اين راه كمى از اندوه خود بكاهد .
نظرهايى كه مفسران دربارهء اين آيه ابراز داشتهاند ، نزديك به همين معنى است ، چنان كه گفتهاند كه معنى تفكهون ، تعجب مىكنيد ، يا گرفتار ندامت شدهايد ، يا يكديگر را براى آنچه بر سرتان آمده است ملامت مىكنيد است ، « 121 » و شايد معنى اخير نزديكتر باشد ، و آنچه پس از اين مىآيد مؤيد آن است ، چه آنان مىگفتند :
إِنَّا لَمُغْرَمُونَ
« ما از زيانديدگانيم . » در لغت غرم به معنى زيان ديدن در تجارت است ، و نيز مالى است كه انسان آن را به اكراه تسليم كند ( غرامت ، تاوان ، « 122 » پس خدا بر آن توانايى دارد كه كشتهها را خشك و بى حاصل سازد ، و دادن غرامتى را بر ما لازم سازد ، از اين راه كه آبى بر آن از آسمان فرو ريزد كه كشتزارها را غرق كند ، يا گروهى ملخى را بر سر زراعت فرستد كه هيچ چيز از آن باقى نگذارد ، يا موشهايى را مأمور كند كه تر و خشك آن را از ميان ببرند و ما خود را غرامت ديده و زيان كشيده بيابيم ، ولى اگر از راه درست بينديشيم ، متوجه خواهيم شد كه خسارت تحميل شدهء بر ما تصادفى نيست ، بلكه به ارادهء كسى است كه هر چه خواهد مىكند و هر وقت و به هر گونه كه بخواهد به ما روزى مىرساند يا روزى را از ما بازمىدارد .
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ
« بلكه ما ناكامانيم . » بنا بر اين روزيهاى ما را كسى تقسيم مىكند كه آفريدگار سبحانه و تعالى است ، و چون او زارع است ، ناكامى به دست او است ، پس چرا بايد به او شرك ورزيم يا كافر شويم ؟ و چون ارادهء او نافذ است ، هيچ مانعى او را از آنچه بخواهد بازنمىدارد ، پس چرا بايد در بعث و رسيدن به جايى كه آفرينشى دوباره پيدا كنيم شك و ترديد روا داريم ؟ آيا همين گونه تفكر ما را به / 440 تصديق به خدا و پذيرفتن
هامش
( 121 ) - القرطبى ، ج 17 ، ص 216 .
( 122 ) - المنجد ، مادهء غرم .