برمىخيزند بى آن كه ميان مالك و مملوك و زن و مرد و اول و آخر تفاوتى موجود باشد ، و در اين جا نيز قرآن بار ديگر بعد از « إنّ » بر بعث تأكيد مىكند ، و بر اين كه مردم :
لَمَجْمُوعُونَ إِلى مِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ
« گرد مىآيند براى وعدهگاه روزى دانسته . » در نزد خدا ، و بودن آن همچون جزئى از علم بدان جهت كه وقوع پيدا خواهد كرد ، و پندار و گمان و دروغ نيست ، و با نظر داشتن به آيات قرآنى علم ساعت اختصاص به پروردگار ما سبحانه و تعالى دارد ، و شايد وقتى براى آن معين نكرده باشد ، چنان كه از اين گفتهء او مفهوم مىشود :
إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها
« ساعت خواهد آمد و من مىخواهم كه آن را پنهان نگاه دارم » ، « 87 » يعنى وقوع آن معلوم است ولى وقت آن دانسته نيست . و در آن روز همگان براى حساب در برابر خدا مىايستند بىآن كه ميان احدى با ديگرى فرقى باشد ، و
لا يَجْزِي والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَيْئاً
« و نه پدر مىتواند كارى براى فرزند انجام دهد نه فرزند براى پدر » ، « 88 » پس چرا به جاى تكيه كردن بر حق بايد بر پدران تكيه كنيم ؟ ! و شايد ميقات در اين جا به معنى اسم مكان باشد ، در صورتى كه يوم به زمان اشاره دارد ، چنان كه براى حج نيز مواقيت گفته مىشود ، و بسا هست كه آيه گسترش معنى ديگرى نيز داشته باشد : مردمان با هم مخلوط باقى مىمانند تا اين كه / 422 قيامت برسد كه در آن هنگام ، بنا بر تعبير وارد شدهء در اين سوره ، به سه گروه تقسيم شوند و پيوستگيها و خويشاونديها از ميان برود ، و چنان كه پروردگار ما سبحانه و تعالى گفته است
وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ
« در روز بر پا شدن ساعت از يكديگر پراكنده شوند » . « 89 » كلمهء « إلى » در اين آيه انديشهء رانده شدن را به خاطر مىآورد ، و چنان
هامش
( 87 ) - طه / 15 .
( 88 ) - لقمان / 33 .
( 89 ) - الروم / 12 .