/ 423 مسبّب يكديگرند ، و تكذيب كنندهء حق گمراه مىشود ، و گمراه حق را تكذيب مىكند ، و بدان سبب كه بسا هست كه گمراه با حكمت بالغه و موعظهء حسنه به حق هدايت شود ، و از گمراهى خود بازگردد ، پروردگار ما خنياگران به مكذّبون ( صيغهء مبالغه ) توصيف كرده است تا معلوم شود كه آنان در گمراهى تعمّد داشته و بر آن اصرار ورزيدهاند . اما عاقبت تكذيب و گمراهى ايشان عذابى شديد است و آنان :
لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ
« از درختى از زقوم بايد بخورند . » گفتهاند كه : آن درختى بد منظره است كه ميوهاى سياه و گندناك دارد ، و در قلب جهنم مىرويد ، و شاخهاى از آن به جايگاه هر يك از افراد داخل جهنم مىرود ، و در قرآن آمده است كه :
إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ * طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ
« آن درختى است كه از ته جهنم بيرون مىآيد * شكوفههاى آن همچون سرهاى شيطانها است » ، « 92 » و آنچه آنان را ناگزير از خوردن زقوم مىكند ، فشارى است كه فرشتگان بر آنان وارد مىآورند و از آن گذشته چيزى جز آن براى خوردن نمىيابند ، و شايد به سبب « سموم » و « حميم » و سايهء « يحموم » نيازمندى به خوراك آنان به بالاترين حد رسيده باشد ، و در حديث آمده است كه : « خدا عزّ و جلّ فرزند آدم را ميانتهى آفريده و ناگزير به خوراك و نوشاك نياز دارد » . « 93 » شايد اين عذاب همچون جزايى براى اتراف و افراط آنان در بهرهمند شدن از نعمتهاى دنيا بوده باشد كه خود نتيجهء غصب حقوق خدا و مردم است ، و در آن هنگام كه از نعمتهاى دنيا بىحساب بهرهمند مىشدند ، هيچ در اين انديشه نبودند كه بر مستضعفان و ناكامان و ناداران چه مىگذرد ، و تنها كارشان گرد كردن و گنجينه ساختن سيم و زر بدون پرهيز از حرام بود ، و نظام اقتصادى آنان مبتنى بر اساس غارت كردن اموال ديگران و ظلم و ربا و احتكار و . . . تكيه داشت ، و قرآن در سورهء الحاقّة كه از اصحاب شمال سخن به ميان مىآيد ، چنين گفته است :
هامش
( 92 ) - الصافات / 64 و 65 و براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به تفسير ما در آن جا .
( 93 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 222 .