إِنَّهُ كانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ * وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ * فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هاهُنا حَمِيمٌ * وَ لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ / 424 غِسْلِينٍ * لا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخاطِؤُنَ
« او به خداى بزرگ ايمان نداشت * و تلاشى براى فراهم آوردن خوراك مسكين نمىكرد * پس امروز در اين جا حامى و دوستى ندارد * و نه خوراكى جز چرك دوزخيان * كه آن را نمىخورند مگر گنهكاران » . « 94 » بدان سبب كه در دنيا پيوسته به حساب ميليونها افراد گرسنهء پيرامون خود ، آكنده شكم بودند ، و از بلعيدن مال حرام سير نمىشدند ، خداوند گرسنگى را بر ايشان مسلط ساخته است كه با عذابى كه از خوردن زقوم به ايشان مىرسد ، پيوسته در صدد پر كردن شكمهاى خود از آناند ، و رسول خدا ( ص ) در وصف زقوم گفته است : « اگر قطرهاى از زقوم و ضريع در نوشيدنى اهل دنيا چكانده شود ، همهء آنان از گندناكى آن خواهند مرد » ، « 95 » و در آن هنگام كه زقوم را مىخورند ، نيازى سخت به نوشيدنى پيدا مىكنند و در برابر آن نمىتوانند شكيبايى ورزند ، و چيزى جز حميم نمىيابند و آن را به طمع رفع تشنگى و خاموش كردن التهاب زقوم و افروختگى آن در رودههاشان مىآشامند .
فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ * فَشارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ
« پس شكمها را از آن پر مىكنند * و آن گاه بر روى آن از آب جوش ( حميم ) مىآشامند . » ولى به اندكى آشاميدن بس نمىكنند و بازنمىايستند ، بلكه همچون ريگهاى داغى هستند كه سيراب نمىشوند ، يا شتران تشنهاى كه در بيابان سرگردان بودهاند و اكنون به آب رسيدهاند . « 96 »
فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ
« پس مىنوشند همچون نوشيدن شتران تشنگى زده . » گفتهاند : هيم به معنى شتر تشنهاى است كه ، به سبب دردى ، از نوشيدن آب سيراب نمىشود ، و به قولى : هيم زمين نرم شنى است كه آب بر آن قرار
هامش
( 94 ) - الحاقة / 33 تا 37 .
( 95 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 222 به نقل از روضة الواعظين .
( 96 ) - المنجد ، مادهء هيم .