كه نقش حياتى آن پايان مىيافت منقرض مىشد . و بنا بر اين اكمام آشكارترين شكل براى نشان دادن رحمت خدا به شمار مىروند . دانههاى مختلف از گونه گندم و جو و برنج نيز ، همچون در نخل ، تجليگاه نام الرحمن است ، چه انسان از آنها خوراكى به دست مىآورد كه مورد نياز او است ، و در عين حال از ساقه و پوست و برگ آنها بعد از دور شدن و پيش از آن در بخشهاى مختلف زندگى از ساختمان خوراندن كاه به دامها و جز آن بهرهبردارى مىكند . وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ « و دانهء داراى برگ ، » راغب گفته است كه : عصف و عصيفه به هر چيز مىگويند كه از آنچه كاشته شده له شود ، و به خرده ريزههاى شكسته شدهء از گياه ، و در قرآن آمده است : وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ و كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ « همچون كاه خورده شده » و رِيحٌ عاصِفٌ « باد تند و شديد » . « 15 » وَ الرَّيْحانُ « و بوى خوش . » نوعى از گل را نيز ريحان مىگويند ، و هر گياه خوشبو را ريحان مىنامند ، « 16 » پس آن نعمتى است كه پاسخگوى نيازمنديهاى مادى انسان است ، و از بوييدن آن يك نياز معنوى او برآورده مىشود ، و اضافه شدن آن به خوردنيها و آشاميدنيها بوى خوشى بر آنها مىافزايد . [ 13 ] نعمتها و آيات خدا بدين گونه بر ما احاطه دارد ، و نعمتهاى ديگر ، كه پس از اين آيات آنها را بر ما عرضه مىكند ، ولى بيش از آن ما را در كنار آيهاى محورى در سوره متوقف مىسازد و پرسشى را طرح مىكند كه طرح شدن آن براى ما كه نعمتهاى خدا را مشاهده مىكنيم واجب است : / 295 فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ « پس كدام يك از نعمتهاى خودتان را
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 300
مساهمون: احمد آرام
ص٣٠٠
هامش
( 15 ) - مفردات راغب اصفهانى ، مادهء عصف .
( 16 ) - المنجد .