باشد يا هر فرصت و نيرويى كه چنين نشده باشد ، ستمى است كه آدمى بر خود روا داشته است ، و آگاهى نسبت به اين حقيقت از بشر در خود فرو رفتن و تردّد و ترس از پيشرفت را دور مىكند ، و بدين گونه اين حقيقت انسان را بر آن برمىانگيزد كه خواستار هر چه بيشتر پيشرفت شود و آفاقى گسترده در برابر او پديد آيد .
دوم : ديگر آن كه اين آيه ما را شرعا به آن هدايت مىكند كه حلال و مباح بودن در نعمتها اصل است ، مگر اين كه دليلى بر حرام بودن آنها وجود داشته باشد ، چنان كه خداوند متعال گفت :
مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ
« بگو : چه كس زينتهاى زندگى را كه خدا براى بندگانش بيرون آورده است ، و نيز روزيهاى پاكيزه را حرام كرده است ، بگو آنها در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آوردهاند ، و در روز قيامت اختصاص به آنها دارد » . « 10 » شايد نصوص شرعيه تنها بر اين دلالت ندارد كه همه چيز براى انسان مباح است ( مگر آنچه دليلى بر حرمت آن وجود داشته باشد ) ، بلكه نيز بر لزوم بهرهمند شدن از آنچه در زمين است نيز دلالت دارد ، و از اين جا / 292 معلوم مىشود كه حرام كردن طيبات و جمود و در به روى خود بستن از سفاهت و بلكه از ستمگرى بر خويشتن است .
خداى متعال گفته است :
هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها
« خدا شما را از زمين پديد آورد و شما را در آن جايگزين ساخت تا به آبادانى آن بپردازيد » ، « 11 » و امام على ( ع ) گفته است : « در محافظت از بندگان خدا و سرزمينهاى او از خدا بترسيد ، چه مسئوليت نگاهدارى از سرزمينها و بهائم بر عهدهء شما است » ، « 12 » و در ايراد گرفتن بر عاصم بن زياد كه عبا بر تن كرد و از مردمان دورى گزيد ( يعنى صوفى شد و از دنيا دست كشيد و از مردم كناره گرفت ) و برادرش
هامش
( 10 ) - الاعراف / 10 .
( 11 ) - هود / 61 .
( 12 ) - نهج البلاغة ، خطبهء 167 .