ربيع بن زياد شكايت او را به نزد امير المؤمنين ( ع ) برد و گفت او مايهء اندوه خانوادهء خود شده و فرزندانش را غصهدار كرده است ، گفت : « عاصم را نزد من آوريد » ، پس چون او را ديد چهره بر وى ترش كرد و به او گفت : « چرا از خانوادهء خودت شرم ندارى ، و چرا به فرزندان خود رحم نمىكنى ؟ » و سپس او را به آباد كردن زمين و بهرهمند شدن از طيبات و پاكيزههاى آن فرمان داد و گفت : چرا خيال مىكنى كه خدا طيبات را بر تو حلال كرده و بهرهمند شدن از آنها را زشت و ناپسند شمرده است ؟ ! .
مگر خدا نگفته است :
وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ فِيها فاكِهَةٌ وَ النَّخْلُ ذاتُ الْأَكْمامِ
؟ تا آن جا كه گفت : « پس به خداى سوگند كه خدا ضايع كردن نعمتهاى خودش را با كردهها پيش از آن دوست دارد كه با گفتهها ، و خداى عزّ و جلّ گفته است :
وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
« پس از نعمت پروردگارت سخن گوى » ، و آن گاه عاصم گفت : يا امير المؤمنين ، پس چرا در خوراكت به خوراكهاى درشت و خشن و در پوشاكت به پوشيدنيهاى زبر روى آوردهاى ؟ ! و او گفت : واى بر تو ! خداى عزّ و جلّ بر پيشوايان دادگر واجب كرده است كه خود را در مقام ناتوانترين مردمان قرار دهند ، تا از سختى تحمّل فقر بر فقيران كاسته شود » . « 13 » بنا بر اين نعمتها و امكانيات زمين نه تنها بر انسان مباح است ، بلكه بر عهدهء او است كه براى تسخير و به دست آوردن آنها بكوشد و از آنها نيز بهرهمند شود .
[ 11 - 12 ] سپس قرآن بعضى از نعمتها را به ياد ما مىآورد كه به وسيلهء آنها زندگى بر سطح زمين امكانپذير شده است ، و مظهر اسم الرّحمن نيز هست ، و از ميوهها آغاز مىكند كه به سبب محتوى بودن / 293 بر ويتامينها و چيزهاى ديگر براى بدن انسان و حفظ سلامتى سودمند است .
فِيها فاكِهَةٌ
« در آن ميوه است . » چنان مىنمايد كه مقدم داشتن ميوه بر نخل كه نعمت ميانگين است ، و بر
هامش
( 13 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 189 و بازماندهء آن در 191 .