وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ
« و به ميزان زيان و آسيب مرسانيد . » عمل كردن به قسط از يك سو مايهء تحقق يافتن عدالت است ، و از سوى ديگر انسان را از مخالفت با حق و نظام باز مىدارد ، و پرسش اين است كه : چگونه انسان به ميزان زيان مىرساند ؟
از مفاهيم تمدن و بلكه از پيشرفتهاى مهم در جهان امروز ما وحدت ميزانها است / 290 ( مثلا : كيلوگرم و كيلومتر ، و همچنين اوزان و مقياسهاى ديگر ) و اين چيزى است كه همگان بر آن اتفاق نظر دارند ، و در معاملات خود بر آن اعتماد مىكنند ، و شايد از آشكارترين معانى اقامهء ميزان و احترام گذشتن به آن و بازى نكردن با آن باشد ، چه اگر بنا بود يكى كيلوگرم را 900 گرم بداند و ديگرى 1000 گرم ، بشريت يك اسباب كار سودمند زندگى را از دست مىداد ، و زمينه براى ستمگرى بيشتر و بازى كردن با حقوق مردم آماده مىشد ، بلكه اقامهء وزن ( هدف ) جز با ميزان تحقق پيدا نمىكند و زيان رساندن به آن سبب از كار افتادن اين هدف مىشود .
كلمهء « ميزان » بسيارى از معانى را مىرساند ، چنان كه : عقل ميزان است و قرآن ميزان و عهد و پيمان ميزان و . . . و اين درست نيست كه كسى ، هر اندازه با مصالح شخصى او مخالف باشد ، عليه آن قيام كند ، ولى آشكارترين معانى ميزان رهبرى رسالى است ، با گفتارها و كردارها و آراء آن از اين لحاظ كه از حيث فهم و تطبيق به ارزشها نزديك است . امام رضا ( ع ) گفت : « و ميزان امير المؤمنين ( صلوات اللَّه عليه ) است كه خدا او را بر بندگانش منصوب كرد ، راوى مىگويد كه گفتم : براى آن كه در ميزان طغيان نكنند ؟ گفت : براى آن كه نسبت به امام نافرمانى نكنند ، گفتم : براى آن كه وزن را به قسط بر پاى دارند ؟
گفت : امام را به قسط بر پاى دارند ، گفتم : براى آن كه به ميزان زيان نرسانند ؟
گفت : براى آن كه از حق امام نكاهند و به او ستم نكنند » ، « 7 » و قرآن براى ما مثلى از زيان رسيدن به ميزان را در زمينهء اجتماعى و اقتصادى مىزند و با تهديد مىگويد :
هامش
( 7 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 188 .