صفاى ايمنى را بر خود منغص مىسازد و صلح و سلام را به تباهى مىكشد ، به همان گونه كه مىتواند در جلب سلام و سعادت را به آن بازگرداند تا رحمانيت خدا بر دست او آشكار شود ، و اين در هنگامى است كه در ميزان طغيان نورزد و آن را به حق برپا دارد ، پس در خوردن و آشاميدن اسراف نكند ، و در مصرف كردن تبذير روا ندارد ، بيش از آن چه توليد مىكند خرج نكند ، و بيش از حاجت نخوابد ، بلكه وزن را در همهء جوانب زندگى شخصى و اجتماعى برپا دارد .
/ 289
أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ
« تا در اندازهگيرى سركشى نكنيد . » طغيان زيان رساندن به ميزان و اندازهگيرى است به صورتى بسيار بد و آشكار ، و پروردگارمان ما را از اين كار نهى مىكند ، و بر نهى از آن دعوت به برپا داشتن ميزان و احترام گذاشتن و ملتزم بودن به آن و به عاليترين صورت عدل را كه قسط است مىافزايد .
وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ
« و توزين كردن را به قسط و دادگرى انجام دهيد . » كه آن حتى از عدل هم بيشتر به تقوا نزديك است ، چه قسط عبارت از عدل تنها نيست ، بلكه عبارت از عدل است كه بر آن احتياطى به منظور عملى شدن آن افزوده شده باشد ، پس اگر صاحب محلّى هستى كه در آن چيزها را به وزن مىفروشى ، پس از وزن كردن چيزى بر آنچه مىدهى بيفزايى ، و چون چيزى به وزن مىخرى آن را اندكى كمتر از آنچه حق است بگيرى ، و اين بدان سبب است كه در دو حالت براءت ذمّه حاصل شود . اين همان قسط است ، و اگر بشريت به اين قاعده عمل مىكرد ، چه اندازه خوشبخت و سعادتمند مىبود ؟ ! اقامه و برپا داشتن التزام به چيزى و ادا كردن آن به بهترين صورت است ، و اقامهء وزن در بهترين شكل آن هنگامى صورت پذير مىشود كه با قسط همراه باشد .
پروردگار ما زيان رساندن با ميزان تنها در صورت بد و آشكار آن ما را نهى نكرده است ، بلكه از مخالفت كردن با آن به صورت ساده يا بهرهمند شدن از غفلت و اعتماد مردم يا حيلهگرى در قانون نيز نهى كرده است .