خويش را از خير يا شر و بهشت يا دوزخ دريافت مىكنند . و سيّد قطب در تفسير خود ( فى ظلال القرآن ) گفته است كه : ( اين نصّ قرآنى آسان اشاره به حقيقتى بزرگ و هولناك و فراگير مىكند كه مصداق آن همهء وجود و هستى است ، حقيقتى است كه قلب آن را يكى دريافت مىكند ، و مواجه با وجود است و با آن همكارى دارد ، و از آن دريافت مىكند ، و چنان احساس مىكند كه آفريدهاى با نظم و نسق دقيق است ، و هر چيز در آن به اندازهاى است كه به اين تناسق و هماهنگى مطلق تحقق مىبخشد ، كه سايهء آن يكپارچه در قلب منعكس مىشود ، و با اين وجود مواجهه پيدا مىكند ) ، و مثالهايى براى حكمت الاهى در آفرينش مىزند و به نقل از كتاب « خدا و علم نوين » تأليف استاد عبد الرزّاق نوفل چنين مىگويد : ( كه از پرندگان شكارى خوراك آنها فراهم مىشود شمارهء چندان زياد ندارد ، بدان جهت كه كم تخم مىگذارند و كم جوجه پيدا مىكنند ، و علاوه بر اين در جاهاى خاصّى زندگى مىكنند كه محدود است ، و با وجود اين عمر طولانى دارند ، و اگر با اين عمر دراز جوجهء فراوان هم مىآوردند و مىتوانستند در همه جا زندگى كنند ، نسل مرغان كوچك از زمين با وجود زيادى شمارهء آنها و شمارهء جوجههاشان از روى زمين برمىافتاد ، يا از شمارهء اعداد بزرگ آنها كه به نوبهء خود براى اين پرندگان شكارى و جز ايشان از افراد انسان لازم است كاسته مىشد .
/ 265
بغاث الطير أكثرها فراخا * و أمّ الصقر مقلات نزور
پرندگان غير شكارى زياد جوجه مىكنند ، و شاهين بسيار اندك جوجه مىگذارد .
و اين بنا بر آن حكمت است كه چنان كه ديديم خدا آن را مقدر كرده ، تا ميان عوامل بقا و عوامل فنا ميان پرندگان شكارى و پشهها توازنى برقرار شود ! ) .
در دنبالهء آن مىگويد : ( مگس ميليونها تخم مىگذارد ، ولى جز دو هفته عمر ندارد ، و اگر بنا بود چند سال زنده بماند و به همين نسبت تخمگذارى كند ، نتاج مگس سطح كرهء زمين را مىپوشانيد ، و زندگى بسيارى از اجناس و نخستين آنها انسان بر روى زمين غير ممكن مىشد ، ولى چرخ توازن و تعادل كه در دست قدرت