سرنوشت آن كسان كه از تجربههاى اقوام گذشته نفعى نبردند ، بر حذر داشتن از تكذيب قرآن است و نافرمانى نسبت به رسول .
خداوند داستانهاى قوم نوح را همچون آيتى براى آيندگان باقى گذاشته است ، و كسانى كه بعد از ايشان آمدند مىتوانستند با عبرت گرفتن از سرنوشت آنان ، از خشم خدا پرهيز كنند ، ولى آنان تكذيب كردند و عذاب خدا بر ايشان نازل شد .
كَذَّبَتْ عادٌ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ
« قوم عاد تكذيب كردند ، پس چگونه بود عذاب و بيم دادنهاى من ؟ » و عاد آن قومند كه هود پيامبر ( ع ) به سوى ايشان به رسالت فرستاده شد ، و چون او را تكذيب كردند ، خدا آن قوم را به توسط باد هلاك كرد ، / 229 و اين بيم دهندهء ديگرى است كه ما را به تصديق رسالت برمىانگيزد .
إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً
« و ما باد بسيار سردى را بر ايشان روانه كرديم . » بادى كه بانگى هولناك داشت ، به گفتهء علىّ بن ابراهيم ، « 25 » و اصل آن صرير است ، و از ابو بصير روايت شده است كه گفت : ابو جعفر ( ع ) گفت : « چون خداى عزّ ذكره بخواهد كه قومى را به گونهاى از عذاب معذب دارد ، به فرشتهء موكل بر آن فرمان مىدهد تا آن نوع بادى را كه مورد نظر او است و مىخواهد با آن عذابشان كند ، بر ايشان و زان كند ، و گفت : پس به آن فرشته فرمان مىدهد تا باد را چنان به هيجان درآورد كه شير خشمگين چنان مىشود ، گفت : و هر بادى از آن بادها را نامى است » ، « 26 » و آنچه اثر باد را ژرفتر مىكند ، روانه شدن آن در روزى است كه خدا رحمت را از آن برداشته است .
فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ
« در روزى شوم و به صورتى پيوسته . »
هامش
( 25 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 401 .
( 26 ) - همان كتاب ، ص 181 .