چيزى جز بيان ظواهر نيست اين حقيقت به خوبى مشهود است و جز اين ظواهر آنچه نسلها مىتوانند از آن بهرهمند شوند در معرض فراموشى قرار گرفته است . به حق بايد گفت كه اين روشى مايهء تمايز رسالت در بيان قصههاى گذشتگان است ، و آنها را به صورت حقايقى درمىآورد كه در زندگى ما وجود دارد ، و اين از راه توجه به بيان كردن عبرتهاى دايمى آن حوادث است و توجه داشتن به خطوط مشترك ميان ما و گذشتگان .
بدين گونه پروردگار ما سبحانه و تعالى در آياتى از سورههاى ديگر به گوشههايى از قصهء نوح پرداخته و گفته است :
قِيلَ يا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَكاتٍ عَلَيْكَ وَ عَلى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَ أُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ * تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ
« گفته شد كه : اى نوح ! از كشتى فرود آى با درودى از ما و بركاتى بر تو و بر امتهايى كه با تو همراهاند ، و امتهايى كه آنان را بهرهمند خواهيم ساخت و سپس عذابى دردناك از ما به ايشان خواهد رسيد * اين از خبرهاى غيب است كه به تو وحى مىكنيم و تو و قومت پيش از اين خبرى از آن نداشتيد ، پس بردبار باش و بدان كه عاقبت نيكو مخصوص پرهيزگاران است » . « 24 » آيا ملاحظه مىكنيد كه چگونه حادثهاى مندرج در تاريخ با حادثهاى جارى و تجسم يافتهء در مبارزهء مستمر ميان متقيان و ديگران به يكديگر پيوستگى پيدا كرده و خدا به پرهيزگاران از طريق آن وعدهء عاقبت نيكو داده است ؟ و اين از آشكارترين عبرتها در داستان نوح ( ع ) است ، ولى خود كشتى نيز آيتى ديگر به شمار مىرود ، و بدان سبب كه وسيلهء محفوظ ماندن نوع بشر از انقراض شد ، از آياتى كه در قصه تجلى پيدا كرده ، يكى آيت عذاب هولناك الاهى است كه آيهء بعدى به منظور اصلاح روحيهء بشرى متكى بر پندارها و آرزومنديها آمده است ، چه بعضى ، با تكيه كردن به هر تصورى نادرست ، بعيد مىدانند كه خدا با رحمت و رأفتى كه دارد ، و مردم را براى رحمت كردن به ايشان آفريده
هامش
( 24 ) - هود / 48 و 49 .