در آن به فرمانبردارى از خدا برمىخيزد و كار خوب مىكند ، روز خير و بركت است ، خواه در دنيا باشد كه در آن احساس لذت وابستهء به فارغ بودن ذمّه و گزاردن تكاليف واجب است و جلب توفيق ، يا در آخرت كه درجهء رضايت و درجهء بهشت او بالا مىرود ، و بنا بر اين روزى كه در آن رحمت خدا فرود مىآيد مبارك است و سعيد ، همچون آن روز كه مائدهء آسمانى بر بنى اسراييل و حواريان عيسى عليه السلام نازل شد ، و همچون شبى كه در آن قرآن بر پيامبر ( ص ) نازل شد ، بهتر از هزار ماه است ، و در مقابل آن روز معصيت و نافرمانى روزى شوم است كه توفيق را از صاحب آن سلب مىكند و او را در معرض خشم پروردگارش در دنيا و آخرت قرار مىدهد . مگر پى كردن يك شتر مايهء هلاك همهء يك امت نشد ؟
سويد بن غفلة گفت : بر او ( يعنى امام على ( ع ) ) داخل شدم و در مقابل او سفرهاى گسترده و بر آن نان گندم و ظرفى محتوى شير با يك ملعقه ديدم و گفتم :
يا امير المؤمنين ! روز عيد و اين گونه خوراك ؟ ! پس گفت : « اين عيد كسى است كه آمرزيده شده باشد » ، « 29 » و نيز از او است : « اين عيد كسى است كه خدا روزهاش را پذيرفته و نماز وى را سپاس گفته ، و هر روز كه در آن خدا را نافرمانى نكنند روز عيد است » . « 30 » آيات در پى يكديگر از عاقبت مكذّبان قوم هود ( ع ) با ما سخن مىگويند تا گزيدههاى هولناكى از عذاب را در برابر ما قرار دهند ، و كارى كه باد بر سر آنان آورد چندان شديد بود كه آدمى از روى زمين برمىكند ، به همان گونه كه تنههاى درختان سالدار و خشكيده را از ريشه برمىكند و بر روى زمين مىافكند !
تَنْزِعُ النَّاسَ
« برمىكند مردمان را . » / 231 كلمهء « تنزع » آشكارا دليل بر آن است كه چه اندازه به زندگى چسبيده بودند و به اسباب ظاهرى نيرو و بقا دلبستگى داشتند ، در صورتى كه در اندرون
هامش
( 29 ) - بحار الانوار ، جلد ، ص 73 .
( 30 ) - نهج البلاغة ، كلمات قصار شمارهء 428 .