تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
وَ قالُوا مَجْنُونٌ
« و گفتند كه ( نوح ) ديوانه است . » بدان سبب كه بر حق اصرار مىورزيد ، و در دعوت خود ، با وجود تكذيب قومش ، سخت ايستادگى مىكرد ، پس او در نظر آنان چنان مىنمود كه خواستار امرى محال و نامعقول است ، و چون شجاعت او را در چالش با فرهنگها و آداب و عادات خود مشاهده كردند و خواهان آن نبودند كه دعوت او را اجابت كنند ، او را ديوانه خواندند تا از اين طريق پرده‌اى ميان او و مردمان كشيده شود و آنان را از تأثيرپذيرى از وى دور نگاه دارند ، و اين از طبيعت طاغيان گردنكشان است ، و آنان كسانى هستند كه امروز اصالت را جانبدارى و جهاد در راه خدا را ايجاد ترس و رعب مىخوانند ، و بر مؤمنان واجب است كه نگذارند تبليغات ضد سبب شكست ايشان شود ، چه آنان دنبالهء خط پيامبرانند ، و حق با ايشان است ، و بر آنان لازم است كه همچون پيامبران آزار در راه دين و خدا را تحمل كنند ، و اين پير انبيا نوح ( ع ) است كه در معرض آزار قوم خود قرار گرفت تا مگر او را از راه رسالتش بازگردانند و چنان شد كه ديوانه‌اش خواندند .
وَ ازْدُجِرَ
« و آزرده‌اش ساختند . » اين كلمه خلاصه كنندهء محنتهايى است كه نوح - عليه السلام - در معرض آنها قرار گرفت ، و رنج و آزارى كه از ايشان ديد ، و اين جمله عطف بر « مجنون » نيست كه آن را داخل در تمام گفته‌ها كند ، بلكه ظاهرا عطف بر « فكذّبوا » است ، پس آنان از لحاظ روانى به تكذيب او پرداختند و در آن كوشيدند كه با زبان و تبليغات خود نام نيك او را لكه‌دار سازند ، و عملا به آزار او پرداختند . و سياق از آن روى در ضمن ياد كرد از پيامبران گذشته نخست به نوح پرداخت كه او به سبب اعراض مردم از رسالتش از همه بيشتر گرفتارى و ابتلا پيدا كرد ، و مدت نهصد و پنجاه سال پيوسته قوم خويش را به حق مىخواند و آنان از او اعراض مىكردند . / 223
فَدَعا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ
پس دست دعا به پروردگار خويش بلند كرد و گفت كه من شكست خورده‌ام پس ياريم كن . » اين دلالت بر معنى پيشين موجود در كلمهء « ازدجر » دارد ، چه اگر دعا
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 221 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي