محمد و على » و حاجت خود را بخواه ، چه آنان در نزد خدا منزلت خاص دارند ، و چون روز قيامت شود ، هيچ فرشتهء مقرّب و نبىّ مرسل و مؤمن آزمودهاى باقى نمىماند مگر اين كه در آن روز به اين دو نفر نيازمند است » ، « 14 » و از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه : « هيچ كس از پيشينيان و پسينيان نيست مگر اين كه نيازمند به / 219 شفاعت محمّد ( صلّى اللَّه عليه و آله ) در روز قيامت است » ، « 15 » و احتياج آنان به رسول در آن روز چه اندازه زياد است ! ولى خدا به او فرمان مىدهد كه در مقابل تولّى و اعراض ايشان در دنيا از آنان روى بگرداند و اعراض كند .
يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلى شَيْءٍ نُكُرٍ
« روزى كه خواننده به چيزى منكر و ناپسند دعوت مىكند . » نياوردن اسم خواننده در اين جا كه خدا است يا اسرافيل يا جبرييل يا روح ، دليل بر آن است كه مهم دعوت است و مضمون و نه شخص دعوت كننده كه ممكن است هر يك از ايشان بوده باشد ، و در آن بيم دادنى شديد وجود دارد ، و سپس خدا با مجهول نشان دادن آن كس كه دعوت شده ، بر هراس حاصل از آن افزوده و گفته « شىء » كه نكره است ، و انسان فطرتا از مجهول مىترسد ، و در پايان ذكر صفت منكر و ناپسند بودن آن چيز با تأكيد بر منكر بودن آن بر اين تهديد و تحذير مىافزايد ، و اصل معنى منكر آن است كه چيزى به آدمى برسد كه تصور آن را نمىكند و به آن رضا نمىدهد ، و به گناهان و خطاها از آن جهت منكرات مىگويند كه عقل آدمى و و جدان او از آنها بيزار است و به آنها رضا نمىدهد .
[ 7 - 8 ] و هنگامى كه انسان در خانهء امتحان و ابتلا زندگى مىكند ، مىتواند از دعوت خدا و جواب مثبت دادن به آن اجتناب كند ، و اين براى آن نيست كه با معصيت خويش بر خدا غالب شود يا او را عاجز كند و از عقابش بگريزد ، هرگز . . .
وَ مَنْ لا يُجِبْ داعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَ لَيْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءُ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
هامش
( 14 ) - بحار الانوار ، ج 8 ، ص 59 .
( 15 ) - همان كتاب ، ص 38 .