بپذيرند ، همچون كارى كه بعضى از علماى دين مسيح كردند و براى جلب موافقت هيئت حاكمه يا مردمان عوام چيزهايى را به دين افزودند كه از آن نبود ، و اين همه براى آن بود كه به ديندار شدن مشتاقشان سازند ، و بعضى از جاهلان اهل دعوت مسلمانان نيز گاه چيزهايى بر دين افزودهاند / 218 كه طاغيان و عوام الناس را به خود جلب كنند و مايهء رضايت خاطر ايشان را فراهم آورند ، و خدا از اين گونه كسان بىنياز است و نيز از هر كس كه از اين راه بخواهد مردمان را به دين حق اسلام درآورد .
در اين شك نيست كه مؤمن به آن حرص دارد كه هر چه بيشتر مردمان را هدايت كند ، و خير آنان را مىخواهد ، و بنا بر اين ترك كردن آنان و آتشگيرانهء جهنم ساختن ايشان بر ايشان دشوار است ، چنان كه سيد الشهداء امام حسين ( ع ) ريش خود را به خون كشتهاى رنگين مىكرد ، و چون يكى از دشمنانش او را در اين حال ديد گفت : اى پسر فاطمه ! آيا از ترس كشته شدن گريه مىكنى ؟ و او گفت :
« نه ، ولى براى آن كه مىدانم شما با كشتن من به آتش داخل خواهيد شد » ، و به خاطر همهء اينها است كه فرمان مكرّر به ترك معرضان در قرآن آمده است .
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ
« پس از آنان روى بگردان و دورى گزين . » به حال خودشان واگذار و چشم به راه باش ، و تقدير اين فعل به سياق نزديكتر از گفتهء بعضى از مفسران است كه گفتهاند : و به ياد روز قيامت باش كه خواننده مردمان را به چيز بدى دعوت مىكند ، بدان جهت كه چشم به راه روز رسيدگى به خلافها بودن مسألهاى شناخته شدهء در آيات قرآن كريم است .
گاه اين دورى گزيدن تنها به دنيا اختصاص ندارد بلكه شامل آخرت نيز مىشود ، چه پروردگار ما به پيامبر خود دستور داده است كه با وجود صاحب شفاعت بزرگ در روز قيامت بودن ، از آنان اعراض كند ، آن هم در روزى كه همهء مردمان حتى رسولان و پيامبران از او ( ص ) خواستار شفاعت مىشوند ، از آن روى كه راه نزديكتر براى رسيدن به بهشت است . و در حديثى از سماعة بن مهران آمده است كه ابو الحسن ( ع ) گفت : « اگر نيازى به خدا دارى ، بگو : « اللهم إنّى أسألك به حق